تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
دولت روسيه بد بنياد آويخت . سلطان سعيد نه روز در تفليس توقف كرده از آن‌جا سمند عزم به ولايت گنجه برانگيخت . ولايات شكى و شروان را مطيع نمود و ايّام زمستان را در قشلاق مغان به سر برده ، در اواخر فصل مزبور عود به دار الخلافه طهران فرمود . در سنه يكهزار و دويست و ده ، عازم مملكت خراسان شد و نادر سلطان افشار ، ولد شاهرخ شاه ، از جانب پدر به قندهار رفته به اميد استعانت ، به اولاد تيمور شاه افغان پناه برد . ارض اقدس مسخر و ايّام خود سرى اولاد نادر شاه افشار به سر آمد . شاهرخ شاه ، بعد از دادن گنجهاى سيم‌وزر و سپردن گنجينه‌هاى درّوگوهر ، مريض گشته ازين عالم درگذشت « 6 » . مقبره نادرى كه كلا از سنگ رخام مرمر و مشحون به انواع زينت و فرّ بود ، از ضرب تيشه انتقام با خاك تيره برابر گشت . بعد از آن‌كه عرصه خراسان را طولا و عرضا متصرف گرديد ، حكام جديد به هر ولايت برگزيد و روى سعادت به دار الخلافه طهران راجع گردانيد . عظام رميم نادر شاه افشار و استخوانهاى پوسيده كريم خان زند را ، كه به خونخواهى جدّ و پدر از ارض اقدس و دار العلم شيراز آورده بود ، در معبر كرياس « 7 » خلوت نمازخانه واقعه در دار الخلافه طهران ، كه از مستحدثات كريم خان مزبور است دفن نمود و شبان و روزان از سطح آن عبور مىفرمود . اكثر اوقات در هنگام عبور لگدى سخت [ 21 ] بر آن دو موضع « 8 » مىنواخت و هريك از آن دو بينوا قرين مذمت و قدح فراوان مىساخت . با اين همه بغض و عداوت ، چنان معقوليت داشت كه در ايّام حيات شاهرخ شاه ، نام سلطنت و تاج دولت بر سر نگذاشت ؛ بعد از مراجعت از خراسان ، همت بر اين فقره گذاشت . افسر و جيقه و مسندى مختصر ترتيب داد و اين قرار را در دولت عظمى به يادگار نهاد . وقتى خاقان مغفور - نور الله مضجعه - تاريخ جلوس و قتل نادر شاه را در يك شعر
هامش
( 6 ) . نمونه‌اى از تحريف تاريخ كه در آن شكنجه شدن شاهرخ ميرزا حذف گرديده است . ( 7 ) . در كاخ گلستان و در مدخل خلوت كريم خانى واقع است و به معناى طهارت خانه است كه بر بالاى اطاق و سراى مىسازند ؛ محوطه درون سراى ؛ خلوت خانه شاه يا امير ؛ دربار شاه ( ر . ك : معين ، ذيل كرياس ) . ( 8 ) . در حاشيه نسخهء ملّى ، اين عبارت ناقص به چشم مىخورد : « شايد در حين مذمت بوده كه ناسخ عينا آن را به اين شكل نقل نموده ، يعنى به تصحيف » .
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 41 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )