تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
آورد و جعفر خان تاب مقاومت نيآورده ، عزيمت شيراز كرد . خاقان مسعود به‌سمت جبال بختيارى پىسپار و در منزل قهيز چارمحال سنگر آن طايفه را بر هم زد و اكثرى [ از دشمنان ] را طعمه شمشير آبدار نمود . در سنه يكهزار و دويست و يك بر سر گيلان لشكر رانده و آن ولايت را متصرف گرديد . هدايت الله خان حاكم آن‌جا خواست از انزلى به بادكوبه فرار كند ، يكى از غلامان او را به مهرهء آتشين تفنگ از پاى درآورد و سرش را به خدمت سلطان سعيد برد . در سنه يكهزار و دويست و دو ، باز سفر اصفهان فرمود و على خان افشار خمساوى را به جرم خيانت كور نمود . جعفر خان زند از شيراز بر سر يزد رفت و از مير محمد خان طبسى شكست خورد . مير محمد خان مزبور مغرور شده به اصفهان تاخت و جعفر قلى خان به حكم سلطان سعيد در بلوك رودشت اصفهان او را شكست داده روانه طبس ساخت . خاقان سعيد عزيمت فارس كرده از مشهد مادر سليمان مراجعت به اصفهان و از آنجا به طهران برگشت . در سنه يكهزار و دويست و سه ، در شيراز جعفر خان زند از سعايت دو سه نفر از اشرار زنديه و غير كشته شد . لطفعلى خان ، ولدش ، از لار به شيراز آمده قاتلين پدر را به سزا رسانيد . خاقان مغفور باز عزيمت فارس فرمود . لطفعلى خان موازى بيست‌هزار نفر جمعيت از الوار فراهم آورده و در صحراى قصر الدشت حومه شيراز ، مشهور به مسجد بردى ، يك فرسنگى شهر ، تلاقى دست داده ، خان زند شكست خورده و به شيراز رفته دروازه را در بست . هجده‌هزار پياده و جمعى از امراى الوار دستگير شدند . در آن سال تسخير شهر ميسور نبود ، لهذا سلطان سعيد مراجعت به طهران فرمود و شاهنشاه صاحبقران - خلّد اللّه ملكه - را به سبب انتظام امور عراق و اطلاع از اوضاع فارس و كرمان با لشكرى بىكران به توقف چمن گندمان « 1 » روان و محمد حسين خان و نصر الله خان قراگوزلو را در ركاب با سعادتش مأمور به آن سامان نمود و خود به سبب جسارت صادق خان كرد شقاقى ، ايلغار كرده در يكشب بيست و چهار فرسنگ راه رانده
هامش
( 1 ) . شهرى است در استان چهارمحال بختيارى ، نزديك شهركرد .