تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 630

مساهمون:

ص٦٣٠
جناب مجتهد الزّمانى آقا سيّد محمّد در تبريز مريض گشته و از آن‌جا حركت نموده در عرض راه از مرض اسهال درگذشت . اين قطعه از طبع مؤلّف در تاريخ وفات او تراويد [ و ] درين صحيفه مرقوم گشت . لمؤلّفه :
قطب دين سيّد محمّد آن‌كه علم * خردسالى بود و طبعش سالخورد پيشوا و رهنماى روزگار * آن‌كه با طبع بزرگش عقل خرد صيت كوس اجتهادش شد بلند * علم را صاحب شد از يك دستبرد شد بر از ابرار در اصل و تبار « 1 » * گوى سبقت در « 2 » نسب از خلق برد مدتى در آستان كربلا * زنگ جهل از آينه دل‌ها سترد « 3 » شد غلام او صغير و هم كبير * شد مطيع او شگرد و هم زمرد در جناب او وضيع و هم شريف * در ركاب او زمرد هم شگرد از ره شوق جهاد قوم روس * راه آذربايجان از سر سپرد سيم پاشيدند قوم خاص و عام * جمع گرديدند خيل ترك و كرد جيش افزون برد و رخت خود نهاد * طيش بىحد كرد و پاى خود فشرد
هامش
( 1 ) . مجلس : « اصل‌ونسب » ( 2 ) . ملى : « از » ( 3 ) . ملى : « سپرد »