داشت ، ايلات مزبور را روانهء حدود مغان و قراچهداغ كرده ييلاق و قشلاق ايشان را معيّن فرمود و سپاه جرّار را به تاخت ولايت قراباغ مأمور نمود .
حسن خان سارواصلان و مصطفى خان شيروانى و محمّد حسين خان شكّى نيز از ايروان و شيروان و شكّى دست به غارت اطراف برگشودند و در اندك زمانى حولو حوش آن ولايت را تا دو فرسخى بلدهء تفليس ويران نمودند . امير حسن خان طالش به نظم كامل در حكومت محالّ طوالش مستقل شد و حضرت وليعهد دوران را در كنار رود ارس تا اوايل زمستان حسب الامر داراى زمان منزل آمد . دوهزار نفر از پيادگان هزار جريبى و انزانى به علاوه يكهزار نفر سوادكوهى به محافظت ايروان تعيين و موكب اعلى روز يكشنبه بيست و ششم شهر ربيع الاوّل حركت و از راه مراغه روانه و روز پنجشنبه بيست و دويم شهر ربيع الثّانى وارد دار الخلافهء جنّت قرين آمد .
بعد از مراجعت موكب اعلى ، مددوف حاكم قراباغ عرصه را خالى يافت و با چند نفر از مايوران معروف و صالداتى به شهامت موصوف در اوايل شهر جمادى الثّانى « 1 » به جهت برگردانيدن ايلات ، از آب ارس عبور نموده به حدود مشكين شتافت و بعد از ورود به محال كنگرلو از آنجا به احمد بيكلو و از آنجا به ميزان آمده در محل كرملو اقامت گزيد .
نوّاب نايب السّلطنه قاسم خان و حسين پاشا خان يوز باشى را به اتّفاق رحمت اللّه خان سرتيپ دو فوج قراچهداغى و محمّد رضا خان سرهنگ فوج « 2 » تبريزى به مقابله او روانه گردانيد . نوّاب عبد اللّه ميرزا صاحب اختيار ولايت خمسه نيز در روز جمعه سيزدهم شهر جمادى الثّانى برحسب امر خاقانى روانهء اردبيل گشت و هجوم لشكريان اطراف از خيل نجوم درگذشت . مددف را در آن ميانه محصور آوردند و او را به شدّت مستاصل كردند . [ وى ] چون حريف را سخت ديد ، تاب درنگ نياورده چون بخت خويش برگرديد . اسبان توپخانه او با ساير « 3 » عرادههاى آذوقه ، غازيان نصرت [ نصيب ] را كسيب شد و روز جمعهء بيست و ششم شهر جمادى الثّانى اين خبر بهجت اثر معروض راى شهريار فيروزى نصيب آمد .
هامش
( 1 ) . ملى : « ربيع الثانى »
( 2 ) . مجلس : + « دويّم »
( 3 ) . ملى : « سراير »