تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 633

مساهمون:

ص٦٣٣
شد و طبع همايون قرين بهجت و انبساطى بىمرّ آمد . بالجمله در همين سال اللّه قلى توره برادر رحمان قلى توره ولد محمّد رحيم خان اوزبك ، به اغواى محمد خان قرايى با جمعيتى وافر در اوايل شهر رجب المرجّب از راه مرو سرخس به ولايت جام رانده در اطراف قلعهء محمودآباد اقامت گزيده در آن ولايت مباشر كار يغما و غارت گرديد . خوانين ترك و كرد هم به استظهار او در خارج ارض اقدس احتشادى كرده منتظر فسادى بودند . ناگاه از طالع فيروز خسروى ، شبى در ثلث آخر شب در اردوى خان خوارزم [ 366 ] چند سر اسب به‌هم افتاده غوغايى آراسته شد و از غوغاى اسبان شورشى كه عين صلاح بود از هر طرف برخاسته آمد . خوارزميان كه مدهوش از دود حشيش و ورق الخيال كافر كيش بودند ، تصوّر شبيخون نوّاب شجاع السّلطنه را نمودند . توهّم خيالات بنگ اردويى به آن عظمت را متفرق كرد و هر تنى به طرفى روى آورد . اللّه قلى توره از بيم جان تا حدود سرخس راند و از آن‌جا نيز به عزم خوارزم و دامان تعجيل برافشاند . روز ديگر على الصّباح اهالى جام به اردوى خوارزميان بدفرجام درآمدند و از غارت اموال ايشان از صامت و ناطق توانگر شدند . مژدهء اين خبر در اواخر شهر شعبان المعظّم در دار الخلافهء ارم توام به عرض شهريار اعظم رسيد و طبع همايون از توجّه بخت ميمون بىنهايت خرّم گرديد . شكر مر خداى را كه جلد اوّل اين روزنامچهء همايون كه مسمّى به نامه خاقان و حاكى از جميع وقايع اين دولت روزافزون و به داستان يك قرن مشحون است ، از يمن توجه خاطر مبارك اعلى ، از مدد كلك اين بندهء ارادت انتما به انجام رسيد و اين گوهر آبدار آويزهء گوش مستمعان روزگار گرديد . اميد چنان‌كه از فيض تربيت حضرت صاحبقرانى وقايع قرن ثانى نيز به آسانى بر ورق تحرير كشيده آيد و بر راى مشكل پسند شهريار جهان و داراى دوران پسنديده گردد . تاريخ تاليف ، روز پنجشنبه ششم شهر ربيع الثّانى سنهء يكهزار و دويست و چهل و نه و تاريخ تحرير ، روز چهارشنبه سلخ شهر ذى قعدة الحرام سنهء يكهزار و دويست و شصت ، به يد مولف در دار العلم شيراز جنت طراز - بمنّه و جوده .