ميان مغلوبه بيرون آورند . للههاى دله بىاحتياطى كردند و نوّاب اميرزادگان را على رؤوس الاشهاد بيرون آوردند . سرهنگان سرباز هم كه سرتيپ خود را رفته ديدند ، شيپور رجعت نواخته خيول آذربايجانى بدون اقدامى در دعوا برگرديدند . نوّاب و الا را آتش غضب شعله كشيد ، ولى سودى نبخشيد . خيول آذربايجانى به اسبان جانبازان بختيارى و عراقى كه مشغول دعوا بودند سوار گشته فرار نمودند . مازندرانى و عراقى از سواره و پياده پس از فرار آذربايجانى [ ها ] دست از جنگ كشيدند و دوهزار و پانصد نفر عراقى [ 363 ] و بختيارى كه بىاسب مانده بودند ، در كوهى متحصّن گرديدند . سه توپ از نوّاب نايب السّلطنه و يك توپ ركابى به دست روسيان افتاد و قشون فرارى از حوالى گنجه تا كنار رود ارس در يك روز و يكشب رانده در جايى نايستاد . حضرات مجتهدين و علما كه اين فتنه را برپا نموده بودند و در آن دعوا از روى طيش و عربده حضور داشتند ، بيشتر و پيشتر از همه روى به فرار گذاشتند . خيل روسيه جماعت عراقى و بختيارى را كه در كوه متحصّن بودند ، محصور ساختند و پس از يك روز و يكشب خوددارى به اسر جميع ايشان پرداختند . نوّاب وليعهد زمان و جناب آصف الدّوله بعد از اجتماع لشكر آذربايجانى و ركابى در كنار رود ارس ماندند و آيت ندامت از مصحف شرمسارى خواندند . شاهنشاه دريادل از مقدّمهء شكست و توقّف ايشان در كنار رود ارس آگاه گرديد و معتمدين چربزبان فرستاده از پيغامات مرحمتآميز غبار كدورت از صفحه خاطر ايشان دور كرده به اردوى اعلى طلبيد . در روز يكشنبه بيست و هشتم شهر صفر المظفّر شرفياب درگاه آسمانجاه شدند و قصور در آن مقدمه را با زبان بىزبانى عذرخواه آمدند . پس از روزى سه چهار از همّت شاهنشاه تاجدار لشكرها آراسته گرديد و دليران رزمخواه از هر طرف به خيال تلافى و انتقام از جاى برخاسته نوّاب نايب السّلطنه به توقّف كنار رود ارس مأمور شد و قلوب لشكريان از مرمّت بىكران شهريار زمان بىنهايت معمور آمد .
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 627
مساهمون: ناصر افشار فر
ص٦٢٧