تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢
سوار جرّار به هرات رفته كامران ميرزا را مايهء اطمينان كامل شد . شاه محمود به طلب اعانت رو به‌طرف ميمنه و مرغاب و بادغيس و غرجستانات نهاد و از اوزبكيّه و اويماقات آن حوالى معادل چهارهزار لشكر ترتيب داد . كامران ميرزا ولد خود جهانگير ميرزا را با جماعت افاغنه به دفع پدر نامزد كرد و شاه محمود اين خبر را شنيده از منزل سرچشمه بادغيس ايلغار كرده از دامنه معروف به كمر كلاغ به خارج بلدهء هرات بار نزول آورد . اولا جمعى را بر سر محمّد امين خان و سواره خراسانى كه در باغ شاه منزل داشتند ، تعيين نمود و بعد از دعوا ، كوشش ايشان سودى نبخشود بالاخره بر سر جهانگير تاخت و كار او را به يك حمله بساخت . كامران ميرزا در قلعه محصور آمد و محمد امين خان نيز در ارك قلعه و خزانه را گنجور شد . كامران ميرزا از ترس شورش اهالى شهر مراتب را به خدمت نوّاب شجاع السّلطنه معروض داشت و معزّى اليه در اوايل شهر ذى حجّه الحرام سنهء يكهزار و دويست و چهل و يك از نيشابور ايلغار كرده و در روز پنجم در چمن پرنىتاز « 1 » غوريان بار اقامت گذاشت . كامران ميرزا دل قوى گشته به اين استظهار در خارج هرات با پدر در آويخت . شاه محمود فرار نمود و نوّاب شجاع السلطنه در چمن معروف به سنگ بست نزول اجلال نمود . كامران ميرزا با امرا و عظماى افغان در منزل مزبور شرفياب ركاب ظفر مآب شد و از ظهور نوازشات بىحساب ، كامران و كامياب آمد . نوّاب و الا برطبق استدعاى كامران ميرزا به شهر هرات نازل گشت و كامران را فرق مباهات از اوج سموات درگذشت . كليد شهر و حصار را با خزاين زر و گوهر شاهوار آورده ، پيشكش نمود و نوّاب و الا از همت اعلى مطلقا با آنها اعتنايى نفرمود . يك حلقه انگشتر عقيق از ميان آن همه جواهر آبدار برداشت و بقيه را به كامران گذاشت . به استدعاى كامران ميرزا ، نوّاب اميرزاده ارغون ميرزا را با پنج‌هزار سواره و سه عرّاده توپ آتشپاره در هرات نهاد و خود در اوايل شهر محرّم الحرام سنهء يكهزار و دويست و چهل و دو به عزيمت ارض اقدس صلاى رجعت در داد . مژده اين اخبار در روز ورود به طويله شامى اهر ، معروض راى شاهنشاه دادگر
هامش
( 1 ) - مجلس : « بيرنىتاز »