تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 628

مساهمون:

ص٦٢٨

ذكر وقايعى كه بعد از قضيّهء مددوف اتّفاق افتاد اعم از رجعت موكب اعلى به دار الخلافه و اوضاعى كه بعد از آن روى داد

در شب جمعهء غرّهء شهر ربيع الاول برفى شديد در منزل طويله شامى باريد كه امكان زيست در آن مكان نبود ، لهذا به ناچار موكب اعلى از آن‌جا حركت و در چمن اهر كه يك فرسخى طويله شامى است ، نزول اجلال نمود . روز ديگر به دار السلطنهء تبريز شتافت و در خارج آن شهر طرب‌انگيز موكب نصرت‌آميز اقامت يافت . جناب آقا سيّد محمّد و ساير فضلا در اين مدت در دار السّلطنهء تبريز بودند و عوام تبريز به جهات مختلفه با ايشان بىاندامى مىنمودند . يكى از جمله جهات اين‌كه سيّدى جليل القدر از خطباى تبريز در دعوا كشته گشته و جمعى ديگر نيز از مجاهدين آن‌جا از جان گذشته بودند . عوام تبريز چون جناب سيّد را مباشر مجادله و شكست عهد مصالحه مىدانستند ، آزار او را مىخواستند و نمىتوانستند . جناب امين الدّوله عبد اللّه خان كه مهماندار مجتهدين بود ، حقيقت اين مراتب را به خاك پاى مبارك اقدس عرض نمود . شاهنشاه شريعت‌پرور به جهت رعايت جانب شرع مطهّر روزى به ديدن جناب سيّد و ساير فضلا تشريف‌فرما و از صيقل توجّهات خاطر همايون از آيينه ضمير كدورت تأثير ايشان زنگ زدا شد . اهالى تبريز كه اين نوع التفات را ديدند از نيت آزار و اذيّت برگرديدند . بعد از سه روز موكب فيروز از خارج تبريز حركت و در قشلاق دهخوارقان كه شش فرسخى مراغه است ، اقامت دست داد و رؤساى محالّ چچن و معارف داغستان را در آن منزل شرفيابى آستان عدالت اركان اتّفاق افتاد . نوّاب شيخ على ميرزا نيز با حاجى محمّد خان دولو و ابراهيم [ خان ] ايضا از صوب قبه مراجعت كردند و عظماى داغستان و چچن بعد از بروز توجّهات خاطر شهريارى و تعهّدات در خدمت‌گزارى روى به اوطان خويش آوردند . مهدى قلى خان جوانشير كه از قرار نگارش به كوچانيدن ايلات قراباغ [ 364 ] مأمور بود ، با شش‌هزار خانوار وارد و نوّاب نايب السلطنه كه در كنار رود ارس توقف