تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 626

مساهمون:

ص٦٢٦
مدافعهء مددوف و حفظ ولايت گنجه پرداخت . وقتى به حوالى گنجه رسيد كه كار از كار گذشته و تير از كمان جدا گشته بود . حضرت وليعهد زمان قرار كار دعوا را به فردا داد و مددف از شهر و قلعه بيرون رانده با جمعيّت و توپ‌خانهء خود پشت به شهر بيفتاد . در همان شب ينارال پسقاويچ با چهارهزار صالدات ديگر از تفليس به او ملحق شد و شكوه لشكر مددوف با رونق گرديد . نوّاب اشرف در همان شب قرار تيپ و جاى دعوا را داد و على الصباح روز دوشنبه بيست و هشتم شهر صفر المظفّر صفوف اسلام و كفر در مقابل هم ايستاد و حضرت وليعهد بعضى از سواران ركابى را از قبيل دستجات خواجه وند و عبد الملكى و جانبازان عراقى و بختيارى در ميمنه بازداشت و سواران ديگر را با قادراندازان استراباد و مازندران در جانب ميسره گماشت . سواره و سرباز آذربايجانى را با كلّ توپ‌خانه در قلب برپا نمود و نوّاب اميرزاده جهانگير ميرزا و دو نفر از اميرزادگان ديگر را در ميان ايشان سرتيپ فرمود . خود به نيت كمين با معدودى جلادت قرين در پناه دره [ اى ] جاى ساخت و مددوف نيز به طرح سپاه خويش پرداخت . كل صالدات و توپ‌خانه را در مقابل قشون آذربايجانى كه مشحون از توپ‌خانهء صاعقه مبانى بود ، بازداشت و جميع سوارهء قزّاق و غيره را از دو طرف دره در برابر جانبازان و قادراندازان عراقى و مازندرانى و سواره ركابى برگماشت . افواج آذربايجانى در ابتدا پشته [ اى ] را كه جمعى از صالدات و سوار روسى قبل از وقت گرفته بودند ، به نظر درآورده يورش بردند و به اندك كوششى آن‌جا را متصرف گشته روسيه پشته فرارا روى به ساير افواج خود كردند . از دو طرف خيل اسلام ، سواران جلادت فرجام و پيادگان آتش اندام دليرىها كردند و به سواران قزّاق و غيره كه در برابر ايشان بودند ، حمله بردند . به يك حمله از طالع فيروز خسروى آن جمع پريش را از پيش برداشتند و تا باغات شهر برده همّت بر دفع سايرين گماشتند . مددوف چون امر را چنين و سوارهء خود را مغلوب لشكر ظفر قرين ديد ، به كار ايشان نپرداخت و توپ‌خانهء خود را بر سر پشته [ اى ] برده به جانب خيل آذربايجانى شعله‌ور ساخت . نوّاب نايب السّلطنه به توهم اين‌كه در آن مغلوبه مبادا به سركار اميرزادگان آسيبى برسد ، سوارى را به تعجيل فرستاد كه اميرزادگان را لله‌هاى ايشان به كنارى برند و از