قيد اسار شدند و فوجى ديگر در حدود ولايت جام به امير نصر اللّه خان تيمورى ، كه با جمعيت خود عازم ارض اقدس بود ، دچار و جميعا به دست دلاوران تيمورى روانهء ديار بوار آمدند .
رحمان قلى به تلافى اين دو وهن عظيم ، موازى سههزار نفر از جماعت قنقرات و طايفه قراقلپاق را با فوجى از سواران سالور و ساروق به سردارى دولت نظربى و عوض ايناق و رجب مهتر و دولت مراد پروانهچى و مراد سردار تكه و تراببى و سعيد نياز خان ، بتاخت حوالى ارض اقدس روان نمود و جمعيت مزبور در يوم چهارشنبه چهاردهم شهر رجب المرجّب در سامان ارض فيض فرض ، دست به غارت و يغما گشود و حضرت شجاع السّلطنه ازين معنى آگاهى حاصل فرمود . در همان روز جمعيّتى كه در شهر داشت ، برداشت و به دفع ايشان همت برگماشت . در دامان اژدركوه جمعيت خراسانى را با آن جنود شيطانى صف مبارزت آراسته شد و دليران رزمآزما از طرفين به كينهخواهى برخاسته طالع فيروزى مطالع دارايى قوت كرد و در اندك كوششى دمار از روزگار آن قوم غدّار برآورد . تركمانان پشت دادند و دليران جرّار در عقب ايشان روى نهادند . معادل پانصد نيزه سر و موازى يكهزار نفر زنده از آن قوم بداختر به دست آمد و بقية السيف روى به وادى شكست [ نهادند ] . نوّاب شجاع السّلطنه در همان محل اردوى رحمان قلى توره ، كلّه منارى از رؤوس منحوس آن مشركان برپا نمود و اين خبر بهجت اثر را روز عيد نوروز مسرعى سريع ، معروض راى جهانآرا داشته بر سرور نوروزى افزود . رحمان قلى پس از وقوع اين واقعه از سامان سرخس به صوب خوارزم شتافت و بعد از اين شكست ، خيال اين آرزوى محال در حوالى خاطر فاتر نيافت .
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 608
مساهمون: ناصر افشار فر
ص٦٠٨