تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧

ذكر آمدن رحمان قلى توره خوارزمى به تاخت حوالى ارض اقدس و شكست او از باطن حضرت مقدّس

اين رحمان قلى توره ولد محمّد رحيم خان والى خوارزم است . پدرش درين سال وفات كرد و خود بر تخت خانيّت نشسته به سنّت رذيلهء پدر بدگهر ، به تاخت ارض اقدس روى آورد . جمعيّتى كامل از جماعت اوزبكيه و تركمانيهء آن ناحيه از سالور و ساروق و تكه و يمرلى و على ايلى ساكن ابيورد و درون و مهنه برداشت و به خيال خام تسخير ارض اقدس رانده على الغفله در حومهء شهر ، خيام اقامت برافراشت . از باطن [ 352 ] فيض توطن « 1 » حضرت رضا - عليه التّحيّة و الثّنا - و طالع شاهنشاه فيروزىلوا در همان شب ورود برفى عظيم باريدن گرفت و بادى شديد مانند صرصر عاد وزيدن ؛ در ظرف چهار ساعت انسان و حيوان از حركت افتادند و اكثرى از ايشان از شدّت سرما روى به دركات نيران نهادند . رحمان قلى توره با بقيهء آن گمراهان از بيم جان آن‌چه داشتند ، گذاشتند و در همان شب تيره بعضى سواره و برخى پياده راه سامان سرخس برداشتند . على الصّباح اهل شهر ازين مقدمه خبردار گشته به محلّ اردوى او شتافتند و بىمايگان از انواع كالاى نفيسه مايه‌ها يافتند . اسب و استر و اشتر و چادر و خزانه و اندوخته كلا در لحظه [ اى ] به يغما رفت و ابدان خبيثهء خوارزميان طعمهء كلاب شهرى و وحشيان صحرا آمد . رحمان قلى بعد از ورود به سرخس چند روزى استراحت گزيد تا بقيهء قشون خسته و گريخته‌اش از هر طرف جمع گرديد . دو فوج از تركمانان سالور و ساروق را به تاخت حدود جام و سرجام فرستاد و فوجى از آن گمراهان را در منزل شريف‌آباد با سواران نوّاب ارغوان « 2 » ميرزا كه برحسب احضار نوّاب شجاع السّلطنه روانهء ارض اقدس بودند ، تلاقى دست داد . به حمله [ اى ] از سواران جرّار كلّا طعمهء شمشير آبدار و گرفتار
هامش
( 1 ) . مجلس : « مواطن » ( 2 ) . مجلس : « ارغون »