تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١
احضار جيوش بحر خروش ايرانى صادر شد و نسقچيان پلنگ صولت به جهت قوروق « 1 » ارباع خمسه و آذربايجان پىدرپى ساير و داير آمد - بمنّه وجوده . قطعه تاريخ سال صاحبقرانى از طبع مؤلّف تراويد [ 354 ] و يادگار را درين صحيفه ثبت گرديد . لمؤلّفه :
شكر كز فرّ خداوند جليل ذو الجلال * سال قرن ثانى است از حضرت صاحبقران خسرو صاحبقران فتحعلى شاه آن‌كه زد * سكه صاحبقرانى بر زر اينك جاودان اين زمان يك قرن شد كآرايش تاج است و تخت * عمر كو تا قرنها بينيم با اين توامان خوش خيالى دارد اين شه كاين چنينش بهره‌هاست * بهره‌ها در خوش خيالى به كه دشمن بدگمان نيّت صافى به كار آفرينش واجب است * كاين امانات از خداوند جليل مهربان در امانت وانگهى از حق ديانت لازم است * در ديانت اين‌چنين شاهى نيامد در جهان از كيومرثش بود ميراث شغل سلطنت * پشت در پشتش شهنشاه جهان در هر زمان خلقت او از نظام مملكت شد تربيت * نيت او بر دوام سلطنت شد ترجمان كثرت اولاد هم باشد دليلى بر ثبات * رو بخوان تورات و از داود در آن جو نشان
هامش
( 1 ) . مجلس : « قروق »