تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 604

مساهمون:

ص٦٠٤
اباعن جدّ به اين منصب جليل سرافراز و در هردولت به صداقت خدمت مىنموده‌اند . مشار اليه با وجود غلوّ در مذهب تشيّع ، مدت سى سال از روى كمال تسلّط در ميان آن جماعت بر عصبيت حكمرانى مىنمود و همواره در حضور اعزّهء آن ولايت زبان به تشنيع خلفاى ثلاث « 1 » مىگشود . درين سال از تأثيرات قدر و نحوسات اختر مادّه [ اى ] از سودا در مزاجش رسوخ يافت و بالاخره مادّه دماغى گشته و كار از معالجه گذشته روى از عالم برتافت . منصب والىگرى به ولد ارجمندش خسرو خان كه شرف از مصاهرت شهريار زمان داشت ، عنايت گشت و از ظهور اين عارفهء كبرى ، فرق اعتبارش از فرق فرقد درگذشت . يكى ديگر از جملهء وفات يافتگان ، محمد حسين خان قراگوزلوست كه از بدايت طلوع نيّر اين دولت رفيع الشأن تا اين زمان ، به حكومت همدان و سركردگى سواره دستجات قراگوزلو مىزيست و مدتى نيز در حضرت دولتشاه مرحمت دستگاه محمد على ميرزا با منصب جليل وزارت آن سركار با كمال اعتبار و اختيار بر زير « 2 » دستان آن ديار و دربار مىنگريست و درين سال ديده بخت بر فقدان آن امير نامدار و وزير عالى مقدار گريست . سركردگى دستجات قراگوزلو كماكان به رستم خان ولد اكبرش قرار يافت و در حضرت اميرزادهء اعظم و وليعهد ثانى مكرّم محمّد ميرزا كه حكمرواى ولايات همدان و محالّ قراگوزلو بود ، شتافت . يكى ديگر از حضرات متوفّى ، يوسف خان گرجى سپهدار است كه در بدايت اين سال از قرار نگارش به وزارت اصفهان رسيد و در آن‌جا مريض گشته تصدّق فرق فرقدسا گرديد . چون ولد ارجمندش غلامحسين خان جوانى هفده ساله بود و كابين مصاهرت داراى دوران عروس شوكتش را در قباله ، لهذا مروّت فطرى اعليحضرت شاهنشاهى از تفويض منصب سپهدارى ، مشار اليه را مورد مرحمت و تربيت فرمود . خدمت وزارت دار السّلطنهء اصفهان به خسرو خان گرجى غلام خاصه عنايت شد . نوّاب سيف الدوله العليه سلطان محمد ميرزا با جميع عمّال و اعيان آن سامان و وزير جديد خجسته اركان وارد دربار معدلت آيت آمد . درين سفر به جز خدمتى كه از ماليات و
هامش
( 1 ) . ملى : « ثلث » ( 2 ) . مجلس : « زبر »