تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
خراسان را مسخر كرده ، شاه‌پسند خان افغان از جانب او با پانزده‌هزار لشكر به عزم تسخير استرآباد به شهر سبزوار روى آورد و جمعى از امراء خراسان با عيال و متعلقان فرار و به دامغان آمدند . نوّاب محمد حسن خان ، محمد حسين خان دولوى قاجار را با معادل چهارده‌هزار لشكر به دفع او مأمور و سردار مزبور شكست يافته به احمد شاه پيوست . نوّاب محمد حسن خان [ 12 ] بعد از اين فتح نمايان با لشكرى بىكران روانه تسخير اصفهان شد . يك دفعه با كريم خان زند مجادله نموده ، محمد خان زند را ، كه از شجاعان روزگار و در دعوايى قدرى از كله‌اش شمشير پرانده ، مشهور به بىكله بود ، با هفتاد تن از دليران زند اسير و به سارى فرستاده [ و ] اصفهان را مسخر كرد . يك دفعه ديگر در قريه گلون‌آباد اصفهان با كريم خان مصاف كرده ، او را شكست داد و روى سعادت به تسخير قزوين و گيلان نهاد . آزاد خان افغان در شهر اروميه مسكن داشت . خاقان مظفر دفع او را به آذربايجان شتافت . آزاد خان با بيست‌هزار نفر افغان روى به مجادله آورد . چون كوچ افاغنه در ارومى بودند ، در اول جانفشانى كرده [ قاجاريه را ] شكست دادند و در آخر [ از آنها ] شكست خورده روى به بازپس « 1 » نهادند . آزاد خان با كوچ و معدودى به‌طرف تفليس فرار نمود . نوّاب محمد حسن خان معادل يكهزار خانوار از افغان و اوزبك را جمع نموده ، از راه گيلان به مازندران فرستاد و خود با حشمى انبوه روى به فارس آورده ، كريم خان را محاصره نمود . خيل قاجار به مواضعه زنديه غدار بىوفايى را شعار ، و اردويى به آن عظمت متفرق و نوّاب محمد حسن خان با شرذمه « 2 » ، خود را از دور شيراز به مازندران كشيد و در شهر جمادى الثانى سنه يكهزار و يكصد و هفتاد و دو ، از دست دو سه تن از جماعت قاجار غدار شربت شهادت چشيد - اللهم اغفره .
هامش
( 1 ) . ملك و ملّى : « بپاريس » ( 2 ) . گروه اندك از مردم ، مقدار كم از چيزى ، قدر قليل ( معين ) .
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 26 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )