ذكر ولادت با سعادت اعليحضرت صاحبقرانى
چون مشيت ازلى به امنيت بلاد تعلق پذيرد ، قدرت لم يزلى به رفاهيت عباد قرار گيرد ، از فراهم آوردن اسباب ناگزير است و اجتماع اوضاع لازم . تقدير روشنى شبستان جهان را طلوع مهر فروزان در كار است و آرايش عرصه گلستان را ظهور بهار خرّم سزاوار . قالب آدم بىمدد روح القدس تكوين نپذيرد و عرصه عالم بىوجود حضرت آدم آرام نگيرد . دفع قبطيان « 1 » امت به وجود پاك حضرت كليم بسته است . شكست رايت يهود كفر علامت به گوهر تابناك جناب مسيح پيوسته است . خاك مرده را ، آب حيات رحمت زنده سازد و پيكر جنود ابليس را ، شعله شهاب عظمت گدازد . دفع زهر جان گزاى الم به نوش داروى سرور است و رفع ضحاك ستم به ظهور فريدون جم ميسور .
بالجمله در روز سعادت اندوز جمعه « 2 » ، ششم شهر جمادى الاول ، سنه يكهزار و يكصد و هشتاد و شش هجرى ، مطابق با سال فرخ مآل توشقان ئيل تركى ، تحقيقا شش ساعت و پنجاه دقيقه از طلوع آفتاب گذشته به افق بلده طيّبه دامغان به طالع نهم درجه عقرب ، اين مهر تابان اوج سلطنت چون طفل خورشيد رخشان ، كه هر صباح از مشيمه مام گردون به درآيد ، از مطلع رحم عزت طالع شد و عرصه جهان را از فروغ مهرچهر فروزان ساطع و لامع آمد . از پستان دايه عزت شير دولت مكيد و در دامان مادر شوكت آرميد . طلسم سلطنت و جهانداريش حرز بازو شد و حبوب سنبله سپهر جلالت و شهرياريش هم سنگ ترازو . قنداقهء [ 14 ] تاجدارى مايه راحتش گرديد و مهد عالم مدارى اورنگ استراحت . چون عرصه روزگار را خاقانى بلند مقدار است ، خاقان روزگار تاريخ ولادت با سعادتش شد و خاقانيت روزگار را اين عبارت اشارتى با بشارت آمد . آن مولد با شرافت ، اكنون به مولودخانه « 3 » معروف است و آن روز با سعادت به عيد مولود
هامش
( 1 ) . مصريان باستان كه فرعون و پيروان وى از آنان بودند
( 2 ) . مجلس : - « جمعه »
( 3 ) . اين عمارت در وسط شهر دامغان در محله قلعه قرار داشت . دورتادورش حصار قلعه و يا ارگ شهر بود كه