قدرت بىچونى را ملاحظه بايد كرد كه در همان حوالى ولايت خبوشان كه اين عمل ناپسند را با آن خان ارجمند نمود ، مخالفينش سر از تن بريدند و تن نازپرورش را در خون كشيدند :
« فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ »
. « 1 »
ذكر حالات و فتوحات محمد حسن خان و خاتمه كار آن شهريار جلادت نشان و شمهاى از احوال نوّاب حسين قلى خان الملقب به جهانسوز شاه
از نوّاب فتحعلى خان ، دو خلف مخلف آمد : يكى خاقان كشورگير نوّاب محمد حسن خان و ديگرى محمد حسين خان كه در زمان طفلى بدرود سراى فانى نمود .
نوّاب محمد حسن خان در عنفوان جوانى ، روزى در سر اسب دوانى با محمد زمان بيك ولد محمد حسين خان قراموسانلوى قاجار كه از جانب پدر نايب استرآباد بود ، منازعه كرده روى به دشت تركمان آورد ؛ جمعيتى از آن طايفهء بىوسروپا مهيا و بر سر استرآباد رفته شهر را مسخر ساخت . و محمد زمان بيك مزبور فرار و نزد بهبود خان افشار ، كه از جانب نادر شاه سردار آن ديار و در كنار رودخانه اتك « 2 » [ 11 ] قرار داشت ، شتافت . سردار مزبور با معادل ششهزار لشكر به عزم مجادله با نوّاب محمد حسن خان به استرآباد رفته در ساحل رود گرگان جنگى نمايان واقع [ شد ] و سردار مزبور شكست يافت .
اين خبر در ديار موصل به نادر شاه رسيد . محمد حسين خان قاجار را با لشكرى بىشمار به تلافى فرستاد . محمد حسين خان با بهبود خان استرآباد را گرفته ، خراب كردند و از رئوس قاجار و تبعه كله منارها ساختند .
نوّاب محمد حسن خان فرصت تلافى نداشت ، باز روى به دشت تركمان گذاشت .
هامش
( 1 ) . سوره حشر ، آيه 2 .
( 2 ) . اتك ، نام محلى است در شمال شرقى خراسان ( عميد ) ؛ مركز ايل تكه و سالار ساروق در اتك قرار داشت ( اتركنامه ، رمضانعلى شاكرى ، ص 73 ) .