تراويد و درين صحيفه ثبت گرديد .
لمولّفه :
اى سپهر كينهور اى رو به شيران شكار * تا به كى با شرزه شيران مكرهاى روبهى
چاكرى از درگه شاهنشهى خاكت به سر * نيك دانستى سپاس نعمت شاهنشهى
بنده از حضرت ظلّ اللّهى خارت به پاى * خوب پيمودى طريق خدمت ظلّ اللّهى
شاه را غمناك خواهى وهوه از اينجاهلى * خويش را خائن پسندى خهخه از اين ابلهى
تندباد مرگ سر دادى به ميدان جهان * سرنگون كردى به يك دم رايت دولتشهى
راستى بر باد دادى خيمهء افراسياب * باز ره طى مىكنى شرمت بود زين گمرهى
ماه خرگاه شهنشه را مكان دادى به خاك * آنكه مهرش بود در مجلس چو ماهى خرگهى
آنكه بزمش آسمانى بود در آن مىنمود * ناى ناهيدى و مى خورشيدى و ساغر مهى
آنكه بود از سطوتش مرز عرب در اضطراب * آنكه بود از همتش ملك عجم در فرّهى
راى اندر هند چون ميران ايرانش غلام * قيصر اندر روم چون تركان تورانش رهى
هر غلام درگهش حتّى به قيصر همسرى * هر وشاق خرگهش كردى به خاقان همرهى