تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
تراويد و درين صحيفه ثبت گرديد . لمولّفه :
اى سپهر كينه‌ور اى رو به شيران شكار * تا به كى با شرزه شيران مكرهاى روبهى چاكرى از درگه شاهنشهى خاكت به سر * نيك دانستى سپاس نعمت شاهنشهى بنده از حضرت ظلّ اللّهى خارت به پاى * خوب پيمودى طريق خدمت ظلّ اللّهى شاه را غمناك خواهى وه‌وه از اين‌جاهلى * خويش را خائن پسندى خه‌خه از اين ابلهى تندباد مرگ سر دادى به ميدان جهان * سرنگون كردى به يك دم رايت دولتشهى راستى بر باد دادى خيمهء افراسياب * باز ره طى مىكنى شرمت بود زين گمرهى ماه خرگاه شهنشه را مكان دادى به خاك * آن‌كه مهرش بود در مجلس چو ماهى خرگهى آن‌كه بزمش آسمانى بود در آن مىنمود * ناى ناهيدى و مى خورشيدى و ساغر مهى آن‌كه بود از سطوتش مرز عرب در اضطراب * آنكه بود از همتش ملك عجم در فرّهى راى اندر هند چون ميران ايرانش غلام * قيصر اندر روم چون تركان تورانش رهى هر غلام درگهش حتّى به قيصر همسرى * هر وشاق خرگهش كردى به خاقان همرهى
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 545 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )