تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
نبوده و با طوايف مغول پيوسته گمنام شده‌اند . طايفه [ اى ] كه از جلاير بوده‌اند ، صاحب مكنت و شوكت شده و در اكثرى از ولايات ايران و توران اعتبارى تمام يافته‌اند . سرتاق نويان پدر قاجار خان به فرمان « اباقا خان مغول » به اتا بيگى ارغون خان ، معزّز بوده و به نيابت آن پادشاه ذىجاه از كنار رود جيحون تا حدود رى را حكمرانى مىنموده است . اتا بيك كه به معنى پدربزرگ است ، در اصطلاح مغول « لله » صاحب اختيار را مىگفته‌اند . مملكتى كه خاصه سرتاق نويان و ديگرى شريك در آن نبوده از قزل‌آغاج مغان تا حدود نيشابور است و او در ولايت گرگان توقف داشت و نسلش در استرآباد و مازندران زياد شد . بعد از وفات سرتاق نويان در عهد غازان خان ، مملكت او به قاجار خان ولدش داده شد . اجداد قاجار خان را كويانگ مىگفته‌اند كه در لغت مغول به معنى خان بزرگ و پادشاه است و ميسرهء لشكر قيامت اثر چنگيز خان را همواره ايشان داشته‌اند و در ركاب آن پادشاه ذىجاه همت به تسخير جهان و تدمير دشمنان مىگماشته‌اند . بالجمله نسل ايل جليل قاجار از قاجار خان پسر سرتاق نويان است كه در ولايت گرگان مسكن داشته . بعد از آن‌كه دولت آل چنگيز برچيده شد ، شيخ حسن نويان و پسرش سلطان اويس ، كه از تركمانان آق‌قويونلو و در نسب عاليه با سلسله جليله قاجاريه شريك و همزانو مىباشند ، بر سرير حكمرانى متمكن و تا اواخر دولت سلاطين گوركانى و اوايل شوكت شاه اسمعيل صفوى در اخلاط و دياربكر و عراق و فارس فرمانفرما و ساكن بوده‌اند . ذكر مآثر ايشان در كتب تواريخ با بسط وجهى مسطور است . بعد از آن‌كه نوبت سلطنت به نوّاب شاه عباس ماضى صفوى رسيد ، از كثرت و جمعيت و شوكت و شهامت ايل جليل قاجار زياده متوهم گرديد و طوايف را از هم جدا ساخته ، متفرق گردانيد . جمعى را به « مرو شاهيجان » كوچانيده در برابر اوزبكيه نگاه داشت و برخى را در ولايات گنجه و ايروان در مقابل رومى و ارامنه گذاشت و قومى ديگر را كه به وفور شجاعت و دلاورى و رسوم شهامت و سرورى از سايرين ممتاز بودند در ولايت استرآباد كه موطن اصلى ايشان است به دفع تركمانان دشت گماشت . سلسله جليله شاهنشاه صاحبقران خلّد اللّه ملكه - از طايفه عليه « قوانلو » ست كه
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 20 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )