تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
شكافت و نعشى و لوحى نوشته با قدرى اسباب طلا و جواهر در آن يافت . خلاصه مملكتى به اين طول و عرض ، كه عرض شد ، قبل از ظهور اسلام كلا در تصرف اغلبى از پادشاهان عجم بوده و خسرو پرويز ممالك شام و حلب را نيز بر او افزوده است . بعد از ظهور اسلام ، كه عرب بر عجم مستولى شد و مملكت به دست بيگانه افتاد ، از اطراف به مرور رخنه در مملكت ايران شد و هر گوشه به دست بىتوشه [ اى ] افتاد . در عهد سلاطين صفويه - انار اللّه برهانهم - شاه طهماسب و شاه عباس ماضى ، كل حدود معروضه را به ضرب شمشير و تدبير از تصرف بيگانگان گرفتند [ ولى ] باز در زمان استيلاى افاغنه ضايع شد . نادر شاه افشار كارهاى متهورانه كرد ولى از روى فراست نبود كه دوامى داشته باشد و جماعت الوار زند به سبب بىعرضگى از دست دادند . نوبت دارايى كه به اين سلسله جليله رسيد ، با اين‌كه سلاطين روم و روس و افغان و اوزبك استيلايى داشتند ، باز كارهاى ملوكانه در حدود ايران شد كه عنقريب ذكر هريك در محل خود - انشاء الله تعالى - مرقوم قلم خجسته رقم خواهد شد . [ مصرا ] ع :
گر عمر وفا و بخت امداد كند