تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩

بخش 2

ذكر نسب ايل جليل قاجار خاصه سلسله جليله شاهنشاه تاجدار - خلّد اللّه ملكه

اين بنده مدحت‌گزار را در ايراد هر داستانى ، مقصود اختصار است و منظور ، ايراد حقيقت كار . زبان به تطويلات لا طائل گشودن و وقايع مكرره را كه ارباب تاريخ در كتب متعدده ذكر نموده‌اند ، آب به هاون سودن و آفتاب به گز پيمودن است . ذكر نسب ملوك « 1 » در اكثر [ ى ] از تأليفات [ 8 ] مورخين عجم ايراد شده و عموم خوانندگان را از حقيقت آن اطلاع كامل حاصل آمده است ، مجددا تذكار آن مايهء صداع بينندگان و باعث ملال خوانندگان خواهد بود و ليكن چون منظور از تحرير اين كتاب مستطاب ، ذكر مآثر شاهنشاه مالك رقاب است ، لهذا ايراد نسب ايل جليل قاجار را ناچار ، و كيفيت آن را بدين نمط سخن‌گزار است كه : قاجار خان ، پسر ارشد و اكبر « سرتاق نويان » و سرتاق پسر سابانويان و سابا پسر جلاير و جلاير پسر « پرون » است . ايل جلاير از جلاير جدا گرديده و ايل قاجار از قاجار خان به‌هم رسيده‌اند و اين دو سلسله جلاير و قاجار نيز ، مانند ساير سلاسل اتراك از معتبرين اولاد ترك بن يافث بن نوح عليه السلام‌اند كه به يافث اوغلان اشتهار دارد . در ميان اتراك قاجار سه طايفه بوده‌اند : يكى از « سلدوس » و يكى از « تنگقوت » و ديگرى از جلاير . طايفه سلدوس به ايران نيامده‌اند و طايفه تنگقوت به قدر سى چهل خانوار زياده
هامش
( 1 ) . مجلس : « ملوك ترك »