تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
خوانساره « 1 » [ و ] كرمانشاهان است . از كردستان ، سفندج « 2 » و سليمانيه شهرزور و از لرستان ، خرّم‌آباد فيلى و بهبهان كه اكنون داخل ملك فارس است . از خوزستان ، شوشتر و دزفول و حويزه و رامهرمز كه در جمع فارس محسوب است . از فارس ، خال رخسار عذارى جهان دلنواز شيراز [ 6 ] جنّت طراز پس از آن لار و ابرقوه و جهرم و دارابجرد و فسا و نيريز و كازرون و مسقط و بحرين و بصره و بندر ابوشهر « 3 » و بنادر كنگان و غيره است كه در كنار بحر عمان اتفاق افتاده و جزاير خارك و قشم و ديگر جزاير متعلق به بنادر فارس است و در ذكر آنها چندان فايده مترتب نيست . از شهرهاى كرمان ، يكى نفس كرمان و بم و نرماشير و بندرعباسى « 4 » است كه در ساحل درياى هند و بصره است و جزيره هرموز متعلق به بندرعباسى است و در بحر متصل به اين جزيره ، مرواريد خوب غوص مىشود و به اطراف عالم مىرود . شهر [ هاى ] مشهور مكران ، يكى « كج » « 5 » و ديگرى « تيج » « 6 » كه اكنون « كتيج » مركبا مىگويند و در كنار بحر هندوستان است . از زابلستان كه سيستانش نامند ، شهر « بست » « 7 » است و از « سجستان » كه عبارت از بلوچستان باشد « ذرنج » « 8 » است كه زرند مىنامند . بالجمله اكثرى ازين ولايات از رهگذر آب‌وهوا و طراوت و خضارت « 9 » و صفا طعنه‌زن بهشت برين است و از فرط معموريت و آبادانى و ريع « 10 » محصولات و ظهور چشمه‌سار و رودخانه و انهار و اشجار و وفور قنوات بىشمار ، خال رخسار عرصهء زمين [ است ] . آب‌وهواى قليلى از گرمسيرات ، به سبب مجاورت حرر « 11 » و عمان و
هامش
( 1 ) . مجلس : « خونسار » ( همان خوانسار فعلى است ) . ( 2 ) . ملك : « سنندج » ( 3 ) . بوشهر امروزى ( 4 ) . بندرعباس ( 5 ) . در منطقه بلوچستان در جلگه با هوكلات در شمال چاه‌بهار قرار دارد . ( 6 ) . تيج يا طبس كنونى كه در كنار خليج چابهار واقع است . ( 7 ) . شهرى است در محل التقاى دو شعبهء رود هيرمند ، بين سيستان و غزنين و هرات كه اينك در افغانستان قرار دارد . ( 8 ) . در جنوب افغانستان قرار دارد . ( 9 ) . سرسبزى ( 10 ) . فراوانى و بالا آمدن محصولات ( 11 ) . ملك : « خزر » ؛ مجلس : « جزيره » ؛ اما ظاهرا « حرر » درست است ، يعنى منطقه حاره كه بحر عمان در كنار آن واقع شده است .