سراپردهء همايون منزل دادند و خوانسالاران كارخانه معلّى دست همت به مهماندارى ايشان برگشادند . بقيّهء امرا و خوانين و ريش سفيدان خراسان و تركمان كه قريب به هزار نفر مىشدند ، به جناب نظام الدّوله العليّه حاجى محمّد حسين خان اصفهانى سپرده شد و خوانهاى الوان [ 298 ] نعمت از همّت آن وزير بىظنّت در مهماندارى ايشان شبوروز گسترده آمد . اين مطلب به تحقيق پيوست كه در شبى تار دو نفر از تركمانان سواره در گودى عميق كه فاضل آب مطبخ او بود ، غريق گشتند و هرچه دستوپا زده خلاصى نيافته در نار هلاك حريق و از دار فانى درگذشتند .
فرد :
درياى اخضر فلك و كشتى هلال * هستند غرق نعمت دستور به اجلال
عربيّه :
رحم الله معشر الماضين
ذكر عزيمت جناب ميرزا محمّد شفيع صدر اعظم به قلعهء شيروان به جهت استمالت رضا قلى خان زعفرانلو حاكم خبوشان و اوضاع اتّفاقيه در آن سامان و مراجعت او به اردوى حضرت صاحبقران
بعد از آنكه رضا قلى خان از تربت حيدريّه مراجعت به قلعه شيروان كرد ، اطراف كار را با كمال دقت به نظر آورد ؛ از يك طرف رفقاى همعهد و هم سوگند چندين ساله را از خود دور ديد و هريك را به واسطه [ اى ] از توسل به دامان دولت خداداد مفتخر و مسرور فهميد ؛ از يك طرف موكب اعلى را با پنجاههزار جمعيت به محاصرهء قلعهء خبوشان مشغول يافت و تخريب بنيان شيروان را به نوّاب محمّد تقى ميرزا موكول .
محمد رحيم خان خوارزمى كه مايهء استظهار او بود ، به طرفى گريخت و فتح خان افغان كه باعث فراغت او از آزار ، به دامان بينوايى آويخت از هر طرف كه مأيوس شد ، دست توسل به اذيال دولت ابد مأنوس زد . قدوم جناب ميرزا محمّد شفيع صدراعظم را به جهت استمالت و اطمينان استدعا كرد و اين فقره را برآمدن خويشتن دليل آورد .