تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
مىكوشيد . بعد از آن‌كه حضرت و الا به دور قلعه تربت‌حيدريّه آمد ، امير حسن خان حسب الاحضار به اردوى آزاده ملحق و شكوه قلعه‌دارى محمد خان به اين سبب بىرونق شد . لا علاج دست ضراعت به دامان استيمان « 1 » زد و قدم جناب ميرزا عبد الوهاب را از حضرت اشرف مستدعى آمد . معزّى اليه حسب الامر رفته و او را مستمال « 2 » كرده به همراه خويش به اردوى و الا آورد و بعد از ظهور عوارف بىپايان و پوشيدن خلعت امان ، باز اذن مراجعت به قلعه يافت . روز ديگر نوّاب اشرف برحسب دعوت محمد خان در درون قلعه به مهمانى شتافت و مشار اليه جميع ما يعرف خويش را حتّى فرزندان و خواهران پيشكش نمود و حضرت و الا از فرط استغناى طبع بر آنها ديده نگشود . پس از فراغ از مهامّ محمّد خان را برداشته عازم اردوى ظفر آيت شد و بعد از زيارت مشهد مقدّس رضوى - عليه السلام - قاصد ركاب نصرت علامت آمد . از خوانين مملكت خراسان ، امير حسن خان طبسى و محمد خان قرائى و امير قليچ خان تيمورى و ابراهيم خان و كريم دادخان ايضا و ندر محمّد خان برادر بنياد خان هزاره و پلنگ‌توش خان برادر صيد محمّد خان جلاير حاكم كلات و خوانين چاپشلو و منصور خان فرستادهء « 3 » كامران ميرزا و حكيم خان حاكم سرخس و رؤسا و ريش سفيدان طوايف تركمانيّه سالور و ساروق و سرخس و مرو و سران يمرعلى و على ايلى « 4 » و مهچه و مهنه و درون و نساو ابيورد و آخال ، كلّا در ركاب نوّاب شاهزاده خاكبوسى درگاه معلّى را آماده آمدند . جميع نوباوگان بوستان خلافت و كل امراى بزرگ و خوانين سترگ و سركردگان عظام ، برحسب امر داراى ظفر غلام تا يك فرسخ راه به استقبال آن ملك‌زادهء بىهمال شتافتند و زياده از سابق به احترامى تمامش دريافتند . پس از ورود در مقابل آن فتوحات مسعود و زحمات موجود مورد نوازش نامعدود شد . محمّد خان قرائى از عرض راه به اصطبل ثريّا دستگاه پناه برده به توسّط خربندگان مستدعى عفوزلّات آمد . چون رعايت جانب جناب شاهزاده در نظر بود ، شاهنشاه دادخواه از گناهان او قطع نظر فرمود . امير حسن و محمّد خان را در جنب
هامش
( 1 ) . امان طلبيدن ، پناه بردن به ( 2 ) . راضى كرده . ( 3 ) . ملى : « فرستادگان » ( 4 ) . مجلس : « على املى »
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 491 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )