تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
در باب اين مطلب جواب چنين داده شد كه : قرار دوستى دولتين ايران و روس بسته به مطالب يازده فصلى است كه در عهدنامه مباركه تفصيل داده شده و مطلقا درين فقره اظهارى به عمل نيامده است . بديهى است كه كارپردازان دولت ايران در وقت كاوش روسيه در سرحدّات مملكت عثمانى نه امدادى به روسيه خواهند كرد و نه اعانتى به روميه ؛ ولى چون كاوش دولت روس به سرحدات روم پيوسته به خاك ايران ، موهم بعضى خيالاتست و آيت برخى علامات و باعث پاره [ اى ] مفاسد در سرحدّات اين دولت جاويد سمات ، انسب آن است كه كارپردازان دولت روس از سر اين هنگامه گذشته با دولت عثمانى نيز قاصد رسوم موافقت و مصالحت گشته باشند ، مبادا خداى نخواسته امرى حادث شود كه نقض عهدنامه را از آن طرف باعث بوده باز هريك از دولتين ايران و روس بر سر كار مخالفت و مخاصمت برود . مطلب ديگرش آن‌كه : دشت خوارزم ، متصّل به خاك متعلّقهء به دولت روس است و همواره قوافل تجّار از مملكت روسيه به سبب معامله متاع روانه آن ديار . مخالفت مأنوس خوارزميان ، همواره زمان تعرضات بىكران به قوافل [ تجار ] روسيه مىرسانند و اموال ايشان را به‌سرقت يا علانيه ضبط نموده ايشان را عور و بىسرانجام روانه ديار روس مىنمايند . طريقه مؤالفت آن است كه يا دولت ايران دو سه سالى متوالى لشكر به ديار خوارزم فرستاده ، خان خوارزم را مستأصل سازند و خود به تصرّف آن ولايت و محل پردازند ، يا به سبب ظهور يك جهتى به دولت روسيه اذن دهند كه چون از طرف دشت به جهات مختلفه لشكركشى صعوبت دارد ، جمعيتى به قدر كفايت از راه درياى خزر به استرآباد فرستاده و از راه خراسان يا دشت تركمان عزيمت خوارزم نموده تنبيه كامل از خوارزميان به عمل آورند . در جواب اين مطلب نيز چنين فرمايش شد كه : اگرچه اين مطلب هم داخل فصول يازدگانه نيست و ليكن چون دفع قاطعان طريق و مفسدين [ 281 ] فى الارض موافق شريعت غرّا بر ذمّت همت اسلاميان واجب مىباشد ، لهذا درين فقره چندان مضايقتى نه ؛ امّا عبور سپاه روسيه از خاك متعلقه به دولت عليه ممتنع ؛ و ظهور اين معنى كه تعيين