به محافظت فانوسى از آيينه در همان عمارت مباركه در پايان مسند خلافت برپاى ايستاده آمد . در درك ساير تحف ، درايت در كار است نه روايت سزاوار . بالجمله ايلچى مزبور به هريك از امناى دولت قاهره تحفى جداگانه داد و به جهت ميرزا محمّد شفيع صدراعظم از قبل امپراطور معظّم ، افسرى مكلّل به جواهر ثمين و پاره [ اى ] از تحف رنگين فرستاد .
الرّباعى لمولفه :
اى شاه ترا راه به معراج [ 280 ] دهند * هم تير ترا قران به آماج دهند
تنها نه همين جهان ترا باج دهند * شاهان به وزير دولتت تاج دهند
امناى دولت قاهره نيز هريك در برابر تعارفات او تكلّفات نمودند و از آن تعارفات بر مراتب دوستى و موالات افزودند . چون زمان مراسم تعارفات درگذشت ، هنگام سئوال و جواب مطالب گشت .
ذكر سئوال و جواب امينان دولت عليّه با ايلچى شوكت روسيه و مراجعت او از دربار سلطنت سنيّه
اگرچه مقصود كلّى از شرفيابى ايلچى دولت روسيه ، تشييد بنيان موافقت و رسانيدن امضاى عهدنامه مباركه مختومه به خاتم قبول ايمپراطور جلالت بنياد ، كه در محالّ گلستان مرقوم افتاده ، بود ولى زبانى بعضى مطالب به امناى دولت عليّه اظهار نمود . پس از عرض به خاكپاى شاهنشاه مالك رقاب جوابى با صواب شنود . از آن جمله يك تمنّايش اين بود كه : دولت بهيّه روس را پس ازين سازش ، در سرحدّات ممالك دولت عثمانيّه بناى كاوش است . طريقه دوستى و موافقت دولتين ايران و روس اين است كه بعد از كاوش به سرحدّات روم پيوسته به خاك ايران ، كارپردازان اين دولت قوى اركان يا امدادى دوستانه به دولت روس نمايند ، يا اگر امداد او را مصلحت ندانند ، امداد دولت عثمانيّه را نيز قدمى نگشايند .