ذكر احوال و اوضاع الكسندر يرملوف ايلچى دولت روسيه و كيفيت ورود او به ولايات « 1 » ايروان « 2 » و تبريز و خمسه و حركت موكب اعلى به سلطانيه
اين الكسندر يرملوف را مرتبه از رتبه ينارالى فراتر بود و از منصب بلند صاحب اختيارى كلّ توپخانه روسيه معتبر خود را در نسب نبيره دخترى جوجى خان بن چنگيز خان مىخواند و در چمن سلطانيه اكثر اوقات به مقبره اولجايتو سلطان معروف به شاه خدابنده رفته خطاب خالويى به وى مىراند . با جمعيتى خلاف عادت سرداران سابق به سردارى مملكت قفقاز آمد و اين جمعيت و تداركات او باعث توهمات دور و دراز شد .
همواره با كمال خشونت و سختى سخن گفتى و در كارى كه مستبد الراى گشتى ، عذر حسابى از كس نشنفتى . با جمعيتى تمام و ثروتى ما لا كلام و تداركى افزون از حوصله اوهام به سردارى ممالك قفقاز و حاجى ترخان و غيره سرافراز و به سفارت به دربار اين دولت عليّه نيز از همگنان ممتاز گشته وارد تفليس و پس از چندى از نظم كارهاى آن ولايات مطمئن شده روانه دربار فلك تأسيس گرديد .
عسكر خان افشار مهماندار با تداركى كه سزاوار بود در قريه اوچ كليسا او را دريافت و با احترامى تمام به صوب ايروان شتافت . برحسب صوابديد حسين خان سردار آذربايجان ، حسن خان برادرش با مساوى پنجهزار سوار جرّار به استقبال او پرداخت و سردار خود در خارج شهر ايروان چادرى پنج سرى برپا كرده و بزمى مهنّا مهيّا آورده و تا دو فرسخى « 3 » ايروان را مشحون از سواران و پيادگان ايلات اتراك نموده خود در خيمه منزل ساخت . در هنگام ورود ايلچى ، احتراما چندقدمى پيش نهاد « 4 » و دست او را به جهت نشانه دوستى گرفته به چادر آورد و از حسن خان مهماندارى و آداب تعارف و يارى ايلچى را راضى و خشنود كرد . در روز ورود به دار السّلطنه تبريز از حوالى قريه سهلان « 5 » تا درب دولت سراى نوّاب وليعهد زمان ، از دو سو سواره و پياده ايستاده و توپهاى سواره بر فراز عرّاده آماده و معادل يكصدهزار جمعيّت از سواره و پياده و
هامش
( 1 ) . مجلس : « ولايت »
( 2 ) . ملى : « ايران »
( 3 ) . ملى : « ده فرسخى »
( 4 ) . مجلس : « رفته »
( 5 ) . احتمالا اسفهلان در جنوب غربى تبريز .