تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
مشار اليه به اردوى و الا رسيد و مطلب او بر راى اشرف چنين معلوم گرديد كه ، از ظهور استقلال حاجى آقا خان وزير حاجى فيروز دل‌گير گشته و به دولت ابد مدّت پناه آورده از نوكرى شاهزاده افغان گذشته است . نوّاب و الا اين معنى را مغتنم و وجود او را محترم شمرد و از اعطا خلاع زرفشان و خنجر مكلّل به جواهر رخشان و ساير انعام و احسان فرق مباهات او را به ذروه گردون برآورد . روز ديگر حضرت اشرف از منزل وارد چمن پرنىتاز [ شد ] و عطا محمّد خان افغان عرض بيگى از جانب حاجى فيروز با تحفى ممتاز وارد حضور با اعزاز و با حصول افتخارى كامل و احسان كمر خنجرى مرصّع و انعامى شامل باز روى به صوب هرات بهشت انباز نهاد . امير علم خان عرب و ابراهيم خان هزاره و محمد خان قرايى از منزل مزبور مرخص به اوطان خود شدند و نوّاب شاهزاده با سردار و امير حسن خان حاكم طبس و ساير همراهان و سركردگان و جمعيت ركابى از چمن مزبور حركت كرده در روز شنبه دهم شهر رمضان المبارك وارد ارض فيض آثار و وقايع آن سفر را از فتح و شكست به دربار معدلت مدار شاهنشاه تاجدار عريضه‌نگار آمدند .

ذكر سور پر سرور نوّاب على خان شاهزاده الملقّب به ظلّ السّلطان و حضرت اللّهويردى ميرزا

در صدر « 1 » داستان اين سال نيكو مآل ذكر شد كه الكسندر يرملوف سردار جديد گرجستان از دولت بهيّه روس مأمور به سفارت درگاه فلك مأنوس آمده حسب الامر اعلى مقرر شد كه در چمن سلطانيه شرفياب دربار سنيّه شود . چون حركت او از تفليس و ورود به آستان خلافت جاويد انيس « 2 » طولى داشت ، لهذا حضرت صاحبقران در دار الخلافه طهران همت بر سور پر سرور نوّاب شاهزادگان خورشيد لقا حضرت ظل السلطان على شاه و بدر الخلافة « 3 » الكبرى اللّهويردى ميرزا گماشت . از اطراف ممالك خاور و باختر و جنوب و شمال شاهزادگان فرشته خصال و امراى با اجلال و علماى فضيلت اشتمال و اعيان و اشراف ارادت مآل و ارباب اطراب باربد مثال
هامش
( 1 ) . ملى : « صدور » ( 2 ) . مجلس : « آيتش » ( 3 ) . ملى : « به دار الخلافه »