به زدن سكّه و خواندن خطبه به نام نامى شاهنشاه صاحبقران پرداخت . نوّاب اشرف به استدعاى خوانين خراسان از تسخير قلعهء هرات درگذشت و به جهت تنبيه جماعت هزاره عازم بادغيسات « 1 » مرو گشت .
[ مصرا ] ع :
تا فلك را ز پس پرده چه آيد بيرون
ذكر عزيمت نوّاب حسن على ميرزا به صوب بالا مرغاب و شكست اسماعيل خان سردار از جماعت هزاره و ساير اوضاع واقعه
از قرارى كه ذكر شد ، بنياد خان و نصير خان هزاره « 2 » بعد از فتح قلعه محمودآباد و قتل هزاره ضلالت بنياد ، بقيه السيف را برداشته بهسمت بادغيسات فرار و در آنجا نيز تاب نياورده به منزل درهبام ، كه از اعمال ولايت ماروچاق « 3 » و در پنج فرسخى رود مرغاب است ، قرار يافتند و با اويماقات فيروزكوهى بناى وصلت نهادند و قرار [ 272 ] توطّن را در همان درهبام دادند . بهرام خان فيروزكوهى نيز اويماقات خود را [ از ] بادغيسات هرات آورده به مناسبت خويشى با بنياد خان در درهبام منزل داد . ابراهيم خان بيگلر بيگى هزاره چون با بنياد خان عداوتى كامل داشت و بنابرآن امير قليچ خان تيمورى و محمود خان جمشيدى را با خود يار آورده ، در حضرت شاهزاده معظّم به استدعاى عزيمت درهبام همّت برگماشت . محاسن عزيمت را از وفور غنيمت و كثرت مياه و خضارت و سهولت طرق و شوارع و فقدان مخالف و منازع در نظر انور شاهزادهء عالى مقدار جلوه داد و به قبايح عدم عزيمت از قبيل استيلاى بنياد خان و تاختوتاز ولايات جام و غوريان و ظهور فتنه و فساد در سامان خراسان زبان برگشاد . اسماعيل خان سردار هم « 4 » اين ترّهات را تصديق نمود و از كار قضا غافل بود .
نوّاب اشرف ، اولا ابراهيم خان را با فوجى از سواره و پياده هزاره به استمالت آن طايفه فرارى مأمور فرمود و پس از آن اسماعيل خان سردار و امير قليچ خان تيمورى و
هامش
( 1 ) . ملى : « بادغيثات »
( 2 ) . مجلس : - « هزاره »
( 3 ) . ملى : « ماروجاق »
( 4 ) . ملى : « از بيم »