را كه دو محكمهء محكمه است ، مأمن عافيت دانسته و جمعى از شمخالچيان را در آندو محل به محافظت گذاشته و تداركات خوددارى ايشان را مهيّا داشته و خود در شهر هرات همت به آسودگى گماشته است . حضرت و الا روز ديگر لشكر ظفر اثر را تيپ آرايى كرد و عبد اللّه خان ارجمندى و مطّلب خان دامغانى و رستم خان قراگوزلو و محمّد نظر خان ما فى را بر ميمنه و ميسره و جناحين گماشت و خود در قلب سپاه در زير لواى فيروز شاهنشاه ظفر دستگاه بناى قرار گذاشت . سردار بااقتدار اسماعيل خان به اتّفاق امراى با اعتبار امير حسن خان و امير علم خان عرب و امير قليچ خان تيمورى و محمد خان قرايى در سايه علم آفتاب به پرچم « 1 » آرام گزين و توپهاى تندر فغان در جلو تيپ همايون قاعقه فشان و رعد آيين شدند . به اين آراستگى از پل نقره حركت كرده تا كنار پل انجيل كه قريب به شهر هرات است ، آمدند . به اذن و اشاره و الا و عزيمت سردار شهامت انتما محكمه مصلّى از جانفشانى نظام فيروزكوهى و اعراب نخعى ولالويى ، مسخر و تل بنگيان نيز پس از آن بلامانعى تسخير آن جنود مظفّر درآمد . مستحفظين هردو محكمه بعضى عرضه شمشير و برخى اسير و دستگير گشته قدرى قليل روى به گريز نهادند .
شب هنگام موكب و الا در كنار رود انجيل سنگرى متين بسته ، منزل ساختند و امير حسن خان عرب و حسين قلى خان بيات نيشابورى برحسب اشاره و الا به محافظت مصلى و تل بنگيان پرداختند . على الصبّاح كه بناى محاصره قلعه هرات بود ، امير حسن خان به دروازه درب خوش و امير علم خان به درب قندهار و امير قليچ خان به درب قوطى چاى و محمّد خان قرايى به درب عراق و حسين قلى خان نيشابورى به درب ملك مأمور آمدند .
دلاوران جلادت نشان ، سواره « 2 » به غارت و نهب ولايات سبزار و فراه « 3 » الى حدّ كرشك و قندهار مطلق العنان شدند . پس از چند روز كه بنيان قرار آن ولايات و حولو حوش هرات چون اركان عهود لئيمان متزلزل و بىقرار گرديد ، حاجى فيروز از خواب غفلت بيدار گشته كليد ولايت غوريان را با مبلغ پنجاههزار تومان زر نقد تسليم ساخت و
هامش
( 1 ) . ملى : « برسم »
( 2 ) . مجلس : « سوار و »
( 3 ) . ملى : « سبزوار فراه »