پرشتاب به گردش نرسيد .
نوّاب اشرف دو روز به جهت انتظام مهامّ ولايت جام در آن منزل بناى توقف گذاشت و حكومت آن ولايت و ضبط قلعه را به عهده ميرزا محمّد خان تكلوى جامى محوّل داشت و از آن پس رايات جلال را شقهگشا كرده همّت به عزيمت هرات گماشت .
در روز نزول به تربت شيخ جام ، عطا محمّد خان افغان عرض بيگى از جانب حاجى فيروز الدّين ميرزاى والى هرات زمين ضراعت بوسه داده زبان به عرض مطالب برگشاد .
خلاصهء تمنا اينكه : شاهزاده فيروز پس ازين شاهراه صداقت را با قدم جهد پىسپار است و در تسليم قلعه غوريان و اطاعت دولت ابد اركان خدمتگزار به شرط آنكه نوّاب اشرف از ولايت جام قدم سعادت را فراتر نگذارند و ضبط ولايت هرات را كه موروثى سلسله احمد شاهى است ، به او محول دارند و او را نيز برادرى كهتر از خود شمارند .
چون كلمات دروغش از صدق فروغى نداشت ، لهذا جوابى سرسرى شنيده و از ركاب مظفر مرخّص گرديده روى به مراجعت گذاشت .
ذكر محاصره قلعه هرات و تسخير محكمه مصلّى و اطاعت افاعنه
بعد از حركت از تربت شيخ جام ، روزى دو ، منزل كوسويه مضرب خيام ظفر آيت آمد . امير حسن خان عرب زنگوئى حاكم تون و طبس با جمعيّت اعراب زنگوئى « 1 » و نخعى ولالوئى در آن منزل شرفياب ركاب مستطاب [ شد ] و چون والده معظمه نوّاب شاهزاده نبيره قادر خان عرب حاكم « 2 » بسطام بود ، لهذا آن امير بااقتدار به لقب « 3 » بلند خالويى كامياب گرديد . دو روز ديگر [ 271 ] موكب و الا بهسمت ولايت غوريان در ذهاب آمد .
چون يقين بر اين معنى بود كه بعد از اطاعت حاجى فيروز ، قلعهء غوريان بدون مانع و عايقى به تصرّف خواهد بود ، لهذا از خرابى آن سامان و تعرّض به حال قلعه و قلعهگيان اغماض نموده حضرت و الا به منزل شكيبان عزيمت فرمود . خلاصه پس از ورود به منزل پل نقره سه فرسخى هرات معلوم آمد كه حاجى فيروز الدّين مصلّاى هرات و تل بنگيان
هامش
( 1 ) . ملى و مجلس : « زنگولى » .
( 2 ) . ملى : - « حاكم »
( 3 ) . مجلس : - « به لقب »