گشود .
خوانين بدآيين لابد از در عجز و انكسار درآمده متعهد خدمتگزارى شدند .
نوّاب اشرف ، عبد الرّشيد خان فرستاده حاجى فيروز را با اجوبهء شافى مشعر بر وعد و وعيد و حاكى از بيم و اميد و مبنى بر تخليه ولايت غوريان و امر بر ايصال ماليات ديوان و حاكم بر صدور « 1 » سكه و خطبه به نام همايون شهريار زمين و زمان و ساير اوضاع مقتضى آن اوان ، روان فرمود و حاجى فيروز را ازين پيغامات دلدوز صبر و آرام از كاشانه خاطر « 2 » فرار نمود ؛ خواست تدارك خدمتى نمايد ، نخست حضرت ميرزا محمد صادق وقايعنگار مروزى كه نه ماه در هرات محبوس بود ، از حبس برآورده و به اعتقاد خويش تداركى كامل از براى او حاصل نموده و بدون اعلام مطلبى يا استدعاى حاجتى ، روانه كرد و مشار اليه را به سبب امورات « 3 » اتفاقيه ايّام سفارت ، روى آن نبود كه به درگاه فلك جاه داراى سپهر خرگاه شتابد و امناى دولت ابد مدّت را با آن همه خجالت دريابد ، لهذا بعد از ورود به ارض اقدس به تكليف نوّاب شجاع السلطنه العليّه و اميد انتقام از جماعت افاغنه و هزاره و قرائيه چندى در آنجا وقوف يافت تا از قرارى كه - انشاء الله تعالى - ذكر خواهد شد ، به دربار داراى سنيّه شتافت .
ذكر تنبيه طايفه به لباس و گرفتارى اسد خان بختيارى از سعى دو نوباوهء بوستان شهريارى
قبل ازين نگارش كه در هنگام [ 262 ] مرخصى دو شاهزادهء آزاده نوّاب وليعهد زمان و حضرت دولتشاه دوران از چمن سلطانيه ، در باب تنبيه اكراد به لباس و الوار بختيارى به هريك فرمايشى جداگانه رفت .
نوّاب نايب السلطنه كه چندى قبل از آن امير خان قاجار خال خود را به استدعاى بوداق خان حاكم مكرى به اتفاق يوسف خان گرجى سرهنگ فوج بهادران نو مسلمان به
هامش
( 1 ) . ملى : « امر بر ايصال ماليات والى بر صدور »
( 2 ) . ملى : « خواطر »
( 3 ) . ملى : + « ايّام »