ميرزا بزرگ قايممقام و معتمد الدّوله ميرزا عبد الوّهاب منشى الممالك و وكلاء دولت عليّه ايران با عاليجاه مستر موريه بالقابه ايلچى جديد دولت بهيّه انگلتره و عاليجاه مشار اليه شروع در تفصيل شروط و عهود كرده مقاصد معاهده ميمونه از قرارى است كه بعد از تغييرات مزبوره در فصول يازدهگانه لاحقه شرح داده خواهد شد و امور متعلقه به تجارات و معاملات مملكتين از قرارى است كه در عهدنامه تجارتنامه جداگانه لاحقه شرح داده خواهد شد .
فصل اوّل : اولياى دولت عليّه ايران بر خود لازم داشتند كه از تاريخ اين عهدنامه فيروز هر عهد و شرطى كه به هريك از دولتهاى فرنگ كه با دولت بهيّه انگلتره در حالت نزاع و دشمنى بايد باشد ، بستهاند « 1 » ، باطل و ساقط دانند و لشكر ساير فرنگيان را از حدود متعلقه به خاك ايران ، راه عبور بهطرف هندوستان و سمت بنادر هند ندهند و احدى ازين طوايف را كه قصد هندوستان و دشمنى با دولت بهيّه انگلتره است نگذارند كه داخل مملكت ايران ، شود و اگر طوايف مزبور خواهند كه از راه خوارزم يا تاتارستان و بخارا و سمرقند و غيره عبور به مملكت هند نمايند ، شاهنشاه ايران حتّى المقدور پادشاهان و واليان و اعيان آن ممالك را مانع شوند و از راه دادن طوايف مزبور بازدارند ، خواه از راه تخويف و تشديد « 2 » ، خواه از روى رفق و مدارا .
فصل دوّيم : چون اين عهد خجسته كه در ميان دو دولت ابد مدّت به دست راستى و صدق بسته آمد ، اميد چنانست كه به خواست خداى يگانه از هرگونه تغيير و تبديل مصون و روزبهروز ملزومات و مقتضيّات يك جهتى و يگانگى در ميانه افزون و پيوند مواحدت و موافقت در ميان اين دو پادشاه جمجاه فلك دستگاه و وليعهد و فرزندان و احفاد و امجاد ايشان و وزرا و امرا و ولات « 3 » و حكّام ولايات و سرحدّات مملكتين ابدالآباد برقرار و استوار باشد . پادشاه والاجاه انگريز قرار داد مىنمايد كه اگر بر سر امور داخله ايران فى ما بين شاهزادگان يا امرا و سردارها مناقشتى روى دهد ، دولت بهيّه انگريز را در آن ميان كارى نيست تا شاه وقت خواهش نمايد و احيانا اگر احدى از مشاراليهم ولايتى و « 4 » جايى [ 244 ] از خاك متعلّقه ايران را به آن دولت بهيّه بدهند كه به ازاء
هامش
( 1 ) . ملى : « بايد بستاند »
( 2 ) . مجلس : « تهديد »
( 3 ) . ملى : « ولايت »
( 4 ) . مجلس : « يا »