آن كمك « 1 » و اعانتى نمايند ، هرگز اولياى بهيّه دولت انگريز به « 2 » زيان [ ايران ] اقبال نكرده پيرامون آن نخواهند گشت و دخل و تصرّف در ممالك متعلّقه به ايران هرگز نخواهند كرد .
فصل سيّم : مقصود كلّى ازين عهدنامه آنست كه دو دولت قوى شوكت از جانبين امداد و كمك به يكديگر نمايند ، به شرطى كه دشمنان در نزاع و جدال سبقت نمايند و منظور اين است كه از امداد جانبين به يكديگر هردو دولت قوى و مستحكم گردند . اين عهدنامه محض از براى رفع سبقت نمودن دشمنان در نزاع و جدال استقرار پذيرفته است و مراد از سبقت ، تجاوز نمودن از خاك متعلّقه به خود و قصد ملك خارج از ملك خود كردن است و خاك متعلّقه به هريك از دولتين ايران و روس از قرارى است كه به اطلاع وكلا دولتين ايران و انگلتره و دولت روس بعد ازين مشخّص و معيّن گردد .
فصل چهارم : چون در يك فصل از فصول عهدنامه مجمله كه فى ما بين دولتين عليّتين بسته شده قرارداد چنين است كه ، اگر طايفه [ اى ] از طوايف فرنگيان به ممالك ايران به عزم دشمنى بيايند و دولت عليّه ايران از دولت بهيّه انگريز خواهش امداد نمايند ، فرمانفرماى هند از جانب دولت بهيّه انگريز خواهش مزبور را به عمل آورند و لشكر به قدر و خواهش با سردار و اساس جنگ از سمت هندوستان به ايران بفرستند و اگر فرستادگان لشكر امكان نداشته باشد ، به عوض آن از جانب دولت بهيّه انگريز مبلغى وجه نقد كه قدر آن در عهدنامه مفصّله كه من بعد فى ما بين دولتين قويمتين بسته مىشود ، معيّن خواهد شد . الحال مقرّر است كه مبلغ و مقدار آن دويست هزار تومان ساليانه خواهد بود . اگر دولت عليّه ايران قصد ملكى خارج از خاك خود نموده در نزاع جنگ سبقت با طايفه [ اى ] از طوايف فرنگستان نمايند ، امداد مذكور از جانب دولت بهيّه انگريز داده نخواهد شد و چون وجوه نقد مذكور براى نگاهداشتن قشون است ، ايلچى دولت بهيّه انگريز را لازم است كه از رسيدن آن به قشون ، مستحضر و خاطر جمع شود « 3 » و بداند كه در خدمات مرجوعه صرف مىشود .
فصل پنجم : هرگاه اولياى دولت عليّه ايران خواهند كه براى تعليم و تعلّم نظام
هامش
( 1 ) . ملى : « كومك »
( 2 ) . مجلس : + « اين »
( 3 ) . ملى : « مستحضره خواطر جمع شوند »