پير و جوان برخاسته « 1 » شد و دامان آمال غنى و فقير از زرافشانى دست كان پيوست صاحبقران عرش نظير مشحون از خواستههاى ناخواسته [ گرديد ] .
صبيّهء مرضيّه « 2 » مرحوم حسين قلى خان به نام نامى شاهزاده محمّد رضا ميرزا و دو صبيّه محمّد خان قوانلوى قاجار ايروانى از همسرى نوّاب امام ويردى ميرزاى ايلخانى و محمود ميرزا فرق اعتبار قرين « 3 » فرقد و صبيّه مهر على خان « 4 » بنى عمّ مخطوبه نوّاب حيدر قلى ميرزاى آسمان مسند بود . در شبى فيروز و ساعتى فيروزتر از روز نوروز چهار برجيس سعادت اندوز را با چهار زهره زهراى آسمان جلالت بر وفق شريعت غرّا شاهد مواصلت دست داد و زهره رامشگر بر فراز چرخ اخضر به جهت تهنيت اين سور بهجت سير ، لب به تغنّى « 5 » برگشاد . على الصّباح پيشكشهاى شايان به مباركى اين عيش مسرت نشان از پيشگاه حضور خاقان عدالت اركان گذشت و هر صاحب [ 242 ] شوكتى از فيض همّت دست « 6 » بحر خاصيّت به احسان خلاع زرتار قرين انواع عزّت و افتخار گشت .
شاهزادگان و امرا هريك به محل ايالت شتافتند و ارباب اطراب نيز به انعام و احسان بىحساب اذن مراجعت يافتند .
لمؤلّفه :
تا هست تخت آسمان بخت ملك برپا بود * هر روز در دوران او صد عيش پابرجا بود
ذكر ورود هنرى الس « 7 » سفير دولت انگريز به جهت تغيير چند فقره از فصول عهدنامه به درگاه معدلتآميز
عهدنامه [ اى ] كه فى ما بين اولياى دولت ابد مدّت يا سرگور اوزلى بارونت ايلچى دولت بهيّه انگريز در سنه يكهزار و دويست و بيست و شش بسته شد ، پس از آنكه ملحوظ كارپردازان آن شوكت سنيّه افتاد ، بنابر ملاحظات چند ، دو فصل از آن را چنان
هامش
( 1 ) . ملى : « برخواسته »
( 2 ) . ملى : - « مرضيّه »
( 3 ) . مجلس : فرق
( 4 ) . مجلس : « مهرخان »
( 5 ) . ملى : « به مغنى »
( 6 ) . ملى : - « دست »
( 7 ) . در متن رسمى عهدنامه مفصل 1229 ه . ق ، عاليجاه هنرى اليس آمده است .