تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
دست اتفاق وكلاء حضرتين بهيّتين به رسم عهدنامه مفصّل بر طبق ما صدق و خلود پيوسته مىگردد . چون قبل ازين كه عالىجاه زبدة السّفراء سر هرفردجنس « 1 » بارونت از جانب دولت بهيه انگريز به جهت تمهيد مقدمات يكجهتى دولتين عليّتين وارد دربار سپهر اقتدار شهريارى شده بود ، عهدنامهء مجملى فى ما بين وكلاء دولت عليّه ايران جناب ميرزا محمّد شفيع صدراعظم بالقابه و حاجى محمّد حسين خان مستوفى الممالك « 2 » ديوان معظّم باوصافه با مشار اليه كه وكيل [ 243 ] و سفير دولت بهيّه انگريز بود ، به شروط چند كه تبيين و تعيين آن به عهدنامه مفصّل رجوع شده مرقوم گرديده بود و عهدنامه مزبوره على شرايطها به تصديق و امضاى دولت بهيّه انگلتره مصدّق و ممضى آمد . بعد كه عاليجاه سرگور اوزلى بارونت بالقابه ايلچى بزرگ دولت مزبور براى اتمام عهود و انجام مقصود حضرتين شرفياب التزام درگاه خلايق پناه پادشاهى گرديد ، از جانب آن فرخنده دولت وكيل و كفيل در باب يك جهتى بوده وكلاى آن همايون حضرت قاهره به صلاح و صوابديد مشار اليه عهدنامه مفصّله مشتمله بر عهود و شروط معيّنه مرقوم و مشروح ساخته بعد از آن‌كه عهدنامهء يك جهتى و اتّحاد مزبور منظور دولت بهيّه انگلتره گرديده بود ، چند فصل از آن را با تغييرات چند به مقتضاى مراسم يك جهتى و اتّحاد دولتين عليّتين انسب دانسته عاليجاه هنرى الس را روانه و در طىّ نامه [ اى ] دوستانه خواهشمند تغييرات مزبوره گرديد ، لهذا مجدّدا جناب صدر معزّى اليه و نايب الوزاره
هامش
( 1 ) . در نسخه ملى اشتباه آمده ، سرهرفردجنس صحيح است . ( 2 ) . مستوفى در لغت به معناى كسى است كه عوايد مالياتى را حساب مىكند . معين در توضيح اين لغت از احمد هرمزد نقل مىكند كه تا قبل از دوره مظفر الدين شاه در رشته ماليه معمولا يك مستوفى و يك سردفتردار بود . مستوفى كارش اين بود كه حساب يك ولايت را مىرسيد . ( مثلا ولايت همدان در وزارت ماليه يك مستوفى داشته ) . معاون مستوفى را سررشته‌دار مىگفتند . براى ولايات از طرف دفتر استيفاء مركز مستوفيان خوش‌نام و درستكار انتخاب مىشدند . مستوفيان مذكور كتابچه دستور العمل هر ايالت و ولايتى را از روى دفترهاى جزء ، جمع و بنابر وضع موجود ، مىنوشتند . اين كتابچه به مهر و ثبت كليه مستوفيان ذىنظر ، وزير دفتر ، وزير لشكر ، وزير وظائف ، وزير بقايا ، صدراعظم و صحه و مهر پادشاه مىرسيد . امّا مينورسكى در سازمان ادارى حكومت صفوى مىنويسد : مستوفى الممالك انتصاب كليه مستوفيان را تحت نظارت داشت و دستور العمل براى مأموران يا عمال مالى مقيم ولايات مىنوشت و تحت نظر وزير اعظم به كار مشغول بود و شخصا وزير دارايى محسوب مىگرديد . ( سازمان ادارى حكومت صفوى ، ص 98 - 101 ) .