تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
مصلحت ديدند كه تغيير يافته ، معتمدى به جهت آن تغيير به دربار دولت شتابد ؛ لهذا فى الفور هنرى الس نام كه جوانى دانا و در انجام مهمّات معظمه توانا بود ، از راه اسلامبول به چاپارى به دربار اين شوكت سنيّه فرستادند و خطّ وكالت در تغيير فصول مزبوره را به دست او دادند . مشار اليه در اواخر شهر ذى قعده الحرام سنه يكهزار و دويست و بيست و نه وارد « 1 » دار الخلافه طهران و پس از دو روز آسودگى شرفياب حضور معدلت اركان گرديد . با امينان دولت قاهره عهدنامه مزبور را بر وفق معهود و منظور در مجالس متعدّده « 2 » نشستند و به صلاح يكديگر بستند . از آن‌دو فصل ، يكى فصل وليعهدى مقيّد به اسم بود كه بنابر ملاحظات چند مصلحت در آن ديدند كه وليعهد مطلق نوشته شود ؛ ديگرى فصل دويست هزار تومان وجه امدادى بود كه قبل از ظهور صلح دولتين ايران و روس چنان قيد شده بود « 3 » كه در هنگام جنگ همه ساله داده باشند ، بعد از ظهور مصالحه به اين نوع تغيير داده شد كه اگر بعد ازين از طرف روسيه سبقت در جنگ بشود ، دولت انگريز كما فى السّابق وجه مزبور را همه ساله كارسازى نمايند و هرگاه سبقت از جانب اين دولت عليّه باشد ، تنخواه داده نشود . چون مقصود از سبقت ، تجاوز از خاك خود نمودن است ، بنابرآن از قرارى كه در فصل چهارم عهدنامه مباركه ايراد شده و به نظر مىرسد بايد در تشخيص خاك ايران و روس ايلچيان و وكلاى دولت انگريز و دخيل « 4 » بوده تا در هنگام ظهور مجادله سبقت را مشخّص نموده باشند . عهدنامه مباركه را نخستين نموده و وكلا طرفين مهر نموده و خطّ گذاشته به يكديگر سپردند و صورت آن ، اين است :

صورت عهدنامه دولتين ايران و انگريز كه سرگور اوزلى بارونت از ابتدا بسته و به سبب تغيير دو فصل كه تغيير يافته مسترالس در ثانى بهم پيوسته است الحمد للّه الكافى الوافى

امّا بعد « 5 » اين خجسته اوراق دسته گلى است كه از گلزار بىخار وفاق رسته و به
هامش
( 1 ) . ملى : « از » ( 2 ) . مجلس : « متعدد » ( 3 ) . ملى : - « بود » ( 4 ) . ملى : « و قبل » ( 5 ) . ملى : - « اما بعد »