تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
عبد الملكى و شيراوژنان بختيارى دست به آلات و ادوات حرب برده با آن گروه « 1 » نكبت پژوه جنگ در پيوستند و در اندك كوششى از يمن طالع خسروى آن خيول ثعالب اصول را چون عهد ناقبولان درهم شكستند . تركان و كردان خراسانى از هر طرف پاى گريز برگشادند و گردان عراقى تا حوالى شهر خبوشان به تعاقب فراريان روى نهادند . جمعى كثير قتيل شمشير و جمّى « 2 » غفير اسير و دستگير گشتند . سردار و همراهان ، مظفر و منصور به معسكر خويش وارد ، و يكروز توقّف كرده ، روز ديگر با كسيب بسيار و اسير بىشمار وارد ارض فيض آثار گرديدند . در اوايل شهر جمادى الاولى اين خبر بهجت اثر در دار الخلافه طهران به عرض شاهنشاه مظفّر رسيد و در ازاء آن فتح نمايان هريك از سردار و سران و اميران را مورد التفاتى بىاندازه گردانيد . [ مصرا ] ع :
قدر خدمت را نداند كس به جز خدمت‌شناس

ذكر حركت موكب باشكوه به ولايت فيروزكوه و خبر طغيان محمّد زمان خان قاجار ضلالت‌پژوه و گرفتارى آن سراپا اندوه از جان‌افشانىهاى « 3 » استرآبادى گروه

موكب فيروز در روز شنبه يازدهم شهر ربيع الثّانى سنه يكهزار و دويست و بيست و نه باجيشى بحر كردار از دار الخلافه ارم آثار حركت و بعد از نزول اجلال به عمارت مباركه قصر قاجار ، محمّد قاسم خان قوانلوى داماد و فرج اللّه خان آدخلوى افشار نسقچى باشى و يوسف خان سپهدار و حسن خان قاجار قزوينى را با افواج پياده و سوار و توپخانه صاعقه‌بار به منقلاى اردوى كيوان آثار روانهء حدود بسطام و چمن كالپوش و حول‌وحوش آن ديار فرمود . پس از آن با جيوش بحر خروش از آن‌جا نهضت كرده در
هامش
( 1 ) . ملى : « كنه‌ده » ( 2 ) . ملى : « جمعى » ( 3 ) . ملى : « فانىهاى »