ورود او به ارض اقدس رضوى چند روزى به جهت زيارت آن مهين ذريّه « 1 » مصطفوى و آسودگى سپاه ركاب خسروى توقف ورزيده و در روز پنجشنبه هفدهم شهر ربيع الآخر از باطن آن بزرگوار همّت طلبيده و به طالع بىزوال شاهنشاه تاجدار متوسّل گرديده از ارض « 2 » اقدس حركت و در حوالى شهر طوس منزل نمود .
طوايف اتراك و اكراد از قبيل رضا قلى خان زعفرانلو حاكم خبوشان و نجفقلى « 3 » خان شادلو حاكم بزونجرد و بيگلر خان چاپشلو حاكم اتك و سعادت قلى خان بغايرلو « 4 » حاكم جهان ارغيان كلّا با لشكرهاى آراسته به عزم جسارت از جاى برخواسته هريك از مقرّ حكومت حركت و روى نحس به طوس با سعادت نهادند [ و ] در شب شنبه نوزدهم شهر مزبور شبيخونى به اردوى سردار « 5 » مذكور برده از بخت « 6 » بلند خسرو فيروز و جانفشانى قشون جلادتآموز تيرهروز « 7 » [ شدند ] و جمعى از ايشان نشانه تير و تفنگ دلدوز گشته تلف گرديدند .
على الصّباح كه سردار تيغبند [ 236 ] عرصه خاور بر خنگ نيلىفام گنبد اخضر برآمد و جنود كواكب را از اولين حملهء او عمر گرانمايه سرآمد ، سردار دامغانى جنود ظفر مبانى را فوجفوج و دستهدسته كرده و هر فوجى را به دلاورى و هر دسته [ اى ] را به گندآورى سپرده چون شيران خشمناك به آن روباهان بىباك روى نهادند و از هر طرف در « 8 » تدمير آن ملاعين ناخلف ، كمين كين برگشادند . جمعيّت خصمان بيستهزار و قشون ركابى پنجهزار بودند و با وجود آن قلّت ، از كثرت توجّه شاهنشاه فيروز آيت باده مساوى آن قوم عفريت سيرت برابرى مىنمودند .
نجف قلى خان شادلو و سعادت قلى خان بغايرلو در اوّل وهله « 9 » بر سر جانبازان سمنانى و دامغانى و توپخانه البرز مبانى تاختند و از ضرب گلولههاى توپ البرز كوب كه به منزله صواعق آسمانى و مهرههاى آتشين تفنگ كه به مثابه شهاب ثاقب در رجم جنود شيطانى است به هزيمت پرداختند . رضا قلى خان زعفرانلو و بيگلر خان چاپشلو از طرفى ديگر خود را بر تيپ امان اللّه خان افشار زده ، داخل شدند . دلاوران خواجهوند و
هامش
( 1 ) . مجلس : « دودمان »
( 2 ) . ملى : « اراض »
( 3 ) . ملى : « نجفعلى »
( 4 ) . ملى : - « بغايرلو »
( 5 ) . ملى : « سرا »
( 6 ) . ملى : « تخت »
( 7 ) . ملى : « نيروز »
( 8 ) . مجلس : « به »
( 9 ) . ملى : « وحله »