ميرزا رضا قلى نوايى در سركار والى ولايات خراسان وزير بود ، وارد درگاه جهان پناه و در سراى جناب ميرزا محمد شفيع صدراعظم آرامگاه يافت . مطلب او دو چيز بود : يكى اثبات خيانت ساير خوانين و رفع خيانت از پدر خويش و ديگرى بردن سپاه به جهت تنبيه خوانين خيانتكيش . در زمستان اين سال در دار الخلافه طهران توقف كرد تا از قرارى كه - انشاء اللّه تعالى - ذكر خواهد شد ، سپاهى جرّار از ركاب ظفر شعار برداشته روى به ارض اقدس آورد .
امير حسن خان عرب زنگوئى حاكم طبس كه مردى خدمتگزار [ بود ] و مخالفت خوانين بدآيين ، خلاف طبيعت آن صداقت شعار بود ، در همان اوقات على نقى خان ولد خويش را با عريضه و پيشكش ارادت كيش به دربار خاقانى گسيل ساخت و به اظهار مخالصت صادقانه پرداخت .
ذكر وقايع واقعه در دار الخلافه طهران اعمّ از تفويض استيفاى ممالك به جناب امين الدوله عبد الله خان و ورود فرستادگان اعراب و اداى قروض جناب معتمد الدوله العليّه ميرزا عبد الوهاب
در ابتداى اين سال خجسته مآل قبل از حركت موكب اجلال ، جناب حاجى محمد حسين خان امين الدوله به نظم ممالك عراق و فارس مأمور و حضرت عبد الله خان ولد « 1 » ارجمندش كه بيگلر بيگى اصفهان بود ، احضار به حضور معدلت دستور گرديد . در هنگامى كه « 2 » عمارت سليمانيهء كرج محل نزول خاقانى شد ، معزى اليه از شرفيابى ركاب فيروزى مآب بهرهمند و پس از ورود به دار الخلافه طهران ، در عوض پدر ارجمند ، از منصب وزارت استيفاى ممالك سربلند آمد « 3 » جناب حاجى محمد حسين خان ، نظام الدوله لقب يافت و حضرت عبد الله خان از لقب بلند امين الدولهگى به وادى مفاخرت شتافت .
هامش
( 1 ) . ملى : - « ولد »
( 2 ) . ملى : + « كه »
( 3 ) . ملى : - « آمد »