مباشرين و خوان سالاران ميرزا را اقطاع و اوضاع از مواجب و مرسوسات او كه سالى معادل بيست هزار تومان متجاوز بود ، از حدّ درگذشت و در اندك زمانى كار او پريشان گشت . شاهنشاه مروّت شعار كه اكثر اوقات مستفسر احوال آن مشير بزرگوار بود ، وقتى التفات فرمود كه جناب ميرزا معادل سى هزار تومان مقروض است و قبوض « 1 » او در دست طلبكاران مقبوض ، درياى همت بىكران به جوش آمد و كوس التفات بىپايان نسبت به او در خروش . مبلغ سى هزار [ 233 ] تومان زر نقد در عوض قروض جناب ميرزا از خزانه عامره مرحمت [ فرمود ] و اين حديث سامعه افروز هر امت و ناحيت شد .
نام قاآن و حاتم از همّت اين خسرو سخاوت شيم از صفحه روزگار طى شد و توسن آن همه افسانههاى پىدرپى از همّت سرشاركى پىآمد .
ذكر عزيمت شاهنشاه دوران به زيارت قم و سياحت كاشان و مراجعت به طهران و ورود نايب السلطنه از آذربايجان و تعيين اسماعيل خان سردار دامغانى به خراسان
چون شاهنشاه با داد و دين را از مهمّات ملكى فى الجمله فراغى حاصل « 2 » [ شد ] و دم سردى در آن سال در دار الخلافه شدّتى كامل داشت ، لهذا به عزم زيارت بضعهء « 3 » معصومهء احمدى - صلواة الله عليها - و قشلاميشى در متنزّهات كاشان رايت عزيمت برافراشت و در همين سال در قريهء فين ، كه يكفرسخى كاشان و چشمهاى است در آن از صفا مانند آب حيوان ، عمارتى ملوكانه قريب به چشمه طرح فرموده صفاى عمارات سلاطين صفويه را كه هم در آن سرزمين است ، يكى بر هزار فزود . بعد از استيفاى خط مستوفى در آن مكان دلگشا و فيض زيارت حضرت معصومه - صلواة عليها - روز يكشنبه هفتم شهر ربيع الاوّل سنه يكهزار و دويست و بيست و نه از ورود موكب ظفر لوا ، عرصه دار الخلافه را مجدّدا طراوتى بىمنتها دست داد و نوّاب نايب السلطنه العليّه عباس ميرزا
هامش
( 1 ) . مجلس : « قرض »
( 2 ) . ملى : - « حاصل »
( 3 ) . جگرگوشه ، فرزند