سبب فقدان اين روباه پردستان بر طرف شد و نتايج خيالات سردار قرايى را در كار مخالفت هنگام تلف آمد .
ذكر آمدن محمد رحيم خان اوزبك والى خوارزم به دعوت خوانين خراسان و آمدن برخى از خوانين به دار الخلافه طهران
اين رحيم خان ، الترز خان پسر عوض ايناق پسر محمد امين ايناق را برادر است و برحسب تقدير خوارزميان را سرور . اصل ايشان از « 1 » اوزبكان دشت قبچاق و پدران آنها در خوارزم ايناق بودهاند كه عبارت از بيگزاده است . در كيفيت احوال ولات بخارا ذكر شد كه خان چنگيزى را از ميان برداشته خود مباشر كار سلطنت شدند . الترز پسر عوض ايناق نيز همين سنت را پيش گرفته ، در خوارزم فرمانروا گرديد . بعد از فوت او رحيم خان برادرش بر صدر مسند خانيّت جاى گزيد .
چون خوانين بدعاقبت خراسان مباشر كارى بزرگ شدند ، خواستند پاى ديگرى را نيز به ميان آورده شايد خود را به اين وسيله ازين غرقاب به كنارى كشند . خان بينوا را به لطايف الحيل در عين شدّت زمستان با تداركى شايان از خوارزم به درهجز آوردند و خود در خانههاى خراب نشسته او را تكليف به تاخت ارض اقدس كردند . خان مزبور مراتب به ملعنت و شيطان خيالى ايشان را دريافت و به تاخت قلعه [ اى ] از ولايت درهجز اكتفا كرده روى از آن سامان برتافت . بعد از ورود به خيوه كه پايتخت خوانين خوارزم است ، ملك على « 2 » نامى از معتمدين « 3 » خود را با عريضه [ اى ] معذرت آيين مشعر بر را اظهار افساد خوانين شرارت قرين به دربار عدالت ضمين گسيل ساخت و از روى كمال ضراعت به عذر [ 231 ] اين جسارت پرداخت . جوابى مطابق سئوال به او داده شد و فرستادهء مزبور با نيل مرام مراجعت را آماده آمد .
در خلال « 4 » اين احوال حسين على خان قرائى ولد اسحق خان كه قبل از وزارت
هامش
( 1 ) . ملى : « از »
( 2 ) . ملى : « ملك عالى را نامى را »
( 3 ) . ملى : « معتمرين »
( 4 ) . ملّى : - « خلال »