تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
الحق ايلچى مزبور خود هم از وفور خيرخواهى كمال اصرار داشت و اوقات شبان‌روزى را در انجام اين كار دشوار مىگماشت . نوّاب نايب السلطنه از فرط غيرت و حميّت ذاتى تلافى جسارت سال قبل روسيه را بهانه نمود و مكنون ضمير منيرش آن بود كه : امسال از تأئيد اقبال بىزوال صدمه [ اى ] به روسيه خورده سال ديگر به تدارك انجام كار مصالحه پردازند . جناب ميرزا محمد شفيع صدراعظم كه وزيرى سالخورد بود و در دبستان دانايى ، آصف بن بر خياو بوذر جمهر بن بختگان را ارشاد مىنمود ، بر خلاف اين اعتقاد داشت . بالاخره برحسب امر اعلى ، بزم مشاورتى مشحون از امرا و وزرا و ايلچيان دولتين بهّيتين روم و انگريز و امرا و عقلاى دربار دانش‌انگيز آراسته شد و غرض‌هاى نفسانى از ميانه برخاسته ، « 1 » آخر الامر انجام مصالحه بر مهام مخاصمه ، به دلايل مسجّل و براهين مدلّل رجحان يافت و حضرت حاجى ميرزا ابو الحسن خان شيرازى همشيره‌زاده حاجى ابراهيم خان اعتماد الدوله سابق ، به استدعاى سرگور اوزلى بارونت و ينارال رديشچوف سردار به جهت انجام اين كار با تداركى سزاوار به ولايت قراباغ شتافت . ينارال روسيه نيز به محض اطّلاع پاى از سر نشناخت و به تدارك حصول اين مأمول پرداخت . در چمن گلستان ، من اعمال قراباغ ، ملاقات آن‌دو واقع و از وقوع معاهده ميمونه ، خصومت دو دولت را دافع آمدند . اگرچه در آن سفر حضرت آقا ميرزا محمد نائينى منشى خاصه ديوان اعلى به جهت تحرير عهدنامه مباركه همراه بود ، ولى سردار روسيه به ملاحظه بعضى اوضاع ، عهدنامهء مقرره را به كلك فارسىنويسان گرج‌وار من تحرير نمود . بعد از اتمام عهدنامه و ختم آن به مهر حاجى ميرزا ابو الحسن خان و ينارال رديشچوف ، توپ‌هاى شاديانه انداختند و چند شبان‌روز به كار شادى و عيش پرداختند . صورت عهدنامه مباركه از قرارى است كه مرقوم و خوانندگان را قرار اين مصالحه ميمونه ، مشخص و معلوم خواهد شد .
هامش
( 1 ) . ملى : « برخواسته »