پيادهء بختيارى ، در روز شنبه چهارم شهر رجب المرجب از راه سرچم و نيكپى به صوب مقصود پاى برگشادند و ثانيا ، نواب محمود ميرزا با توپخانهء كوه بنا و سوارهء خواجهوند و عبد الملكى به ريش سفيدى فرج الله خان افشار و ولدش امان الله خان غلام پيشخدمت خاصه ، در روز دوشنبه ششم شهر مزبور به آن سامان روى نهادند . پس از آن ، نواب شاهزاده آزاده على خان با اميران نامدار قاجار ، مهر على خان قوانلوى بنى عم و رضا قلى خان و محمد حسن خان دولو و جمعى ديگر از دليران پرخاشجو در عقب آندو شاهزاده فرخندهخو ، در روز پنجشنبه نهم شهر و مذكور به عزيمت آن حدود به راه افتادند . موكب فيروز اعلى نيز در روز شنبه يازدهم شهر رجب المرجب با سپاهى كه از صدمه نعال مراكبشان كره زمين چون گوى سيماب متزلزل بود ، از راه ارمغانى عازم چمن اوجان [ شدند ] و نوّاب وليعهد زمان به طرز و آيين سابقه با جميع توپخانه و سواره و پياده نظام ، شاهنشاه ظفر غلام را استقبالى بهسزا نمود و روز دوشنبه بيستم شهر مزبور ، عمارت ارم طراوت چمن اوجان از ورود شهريار مسعود سر بر قبّهء سپهر برين سود . ازين هجوم لشكر ، دل در بر روسيان بداختر آب شد و كشتى وجودشان [ 220 ] در درياى اضطراب غريق گرداب گرديد .
ذكر مأموريت حاجى ميرزا ابو الحسن خان شيرازى به ولايت تفليس و وقوع « 1 » مصالحه روسيه با دولت جاويد انيس
ينارال رديشچوف سردار روسيه از ورود لشكر جراّر در ركاب شاهنشاه تاجدار آگاه و خبرى ديگر نيز او را باعث اضطراب ناگاه گرديد كه ناپليون پادشاه فرانسه با دولت روس بر هم زده و بناى خصومت گذاشته به تسخير اكثرى از ولايات روسيه همت گماشته است . از اطراف كار را معيوب ديد ، لهذا معتمدى نزد سرگور اوزلى بارونت ايلچى دولت انگريز فرستاده طالب صلح گرديد .
هامش
( 1 ) . ملى : + « به »