تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
طرفين در هر موضع و جايى كه الى قرار داد مصالحة « 1 » الحاله بوده است ، از آن قرار باقى و تمامى اولكاء ولايات خوانين‌نشين كه تا حال در تحت تصرّف و ضبط هريك از دولتين بوده ، كماكان در تحت ضبط و اختيار ايشان بماند ، لهذا در بين دولتين عليّتين اروسيه و ايران ، به موجب خط مرقومه ذيل ، سنور « 2 » و سرحدّات ، مستقر و تعيين گرديده [ است ] : از ابتداى اراضى آدينه بازار به خط درست از راه صحراى مغان تا معبر يدى بلوك رود ارس از بالاى كنار رود ارس تا اتصال و الحاق رودخانه كپنك چاى به پشت كوه مقرى و از آن‌جا ، خط حدود سامان ولايات قراباغ و نخجوان و ايروان و نيز رسدى از سنور گنجه جمع و متصّل گرديده . بعد از آن حدود مزبور كه ولايات ايروان و گنجه و هم حدود قزاق و شمس الدينلو تا مكان ايشك ميدان مشخص و مفصل مىسازد و از ايشك ميدان نيز تا بالاى سر كوه‌هاى طرف راست طرق و رودخانه‌هاى حمزه چمن و از سر كوه‌هاى پنبك الى گوشهء محال شوره‌گل و از گوشه شوره‌گل از بالاى كوه برف آلداكوز گذشته از سرحدّ محال شوره‌گل و ميانهء حدود قريهء سدره به رودخانهء آرپاچاى ملحق و متصّل شده معلوم و مشخص مىگردد و چون ولايت خان‌نشين طالش در هنگام عداوت و دشمنى دست‌به‌دست افتاده ، لهذا به جهت زياده صدق و راستى حدود ولايات طالش مزبور را از جانب انزلى و اردبيل بعد از تصديق اين صلح‌نامه از پادشاهان عظام معتمدان و مهندسان ماموره كه به موجب قبول و وفاق يكديگر [ 222 ] و معرفت سرداران جانبين جبال و رودخانه‌ها و درياچه و امكنه و مزارع طرفين ، تفصيلا تحرير و تميز و تشخيص مىسازند ، آن نيز معلوم و تعيين ساخته آنچه در حال تحرير اين صلح‌نامه درست در تحت تصرّف جانبين باشد معلوم نموده ، آن وقت خط حدود ولايت طالش نيز در بناى « اوسطاطو سكوه اوپريز نديم » مستقر و متعين ساخته هريك از طرفين آنچه در تصرف دارد ، بر سر آن باقى خواهد ماند . و همچنين در سرحدّات مزبوره فوق اگر چيزى از خط طرفين بيرون رفته باشد ، معتمدان و مهندسان مأموره طرفين هريك طرف ، موافق اوسطاطو سكوه اوپريز نديم ، رضا خواهد داد .
هامش
( 1 ) . ملى : « مصابحة » ( 2 ) . احتمالا منظور مولف از واژهء « سنور » همان « ثغور » است .
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 362 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )