فصل سيّم :
اعليحضرت شاهنشاه ممالك ايران به جهت ثبوت دوستى و وفايى كه به اعليحضرت ايمپراطور ممالك اروسيه دارند ، با اين صلحنامه و وليعهدان عظام تخت شاهانهء ايران ولايت قراباغ و گنجه كه الآن مسمّى به ايلى سابط بول [ است ] و اولكاء خوانيننشين شكّى و شيروان و قبّه و دربند و بادكوبه و هرجا از ولايات طالش را با خاكى كه الآن در تحت تصرّف دولت روسيه است و تمامى داغستان و گرجستان و محال شورهگل و اچوقباش و كورونه « 1 » و منكريل و آبخاز و تمامى الكاء « 2 » و اراضى كه در ميانهء قفقازليند « 3 » و سرحدات معيّنة الحاله بوده و نيز آنچه از اراضى و اهالى قفقازليند الى كنار درياى خزر متصّل است ، مخصوص و متعلق دولت ايمپريهء اروسيه مىدانند .
فصل چهارم :
اعليحضرت ايمپراطور روسيه براى اظهار دوستى و اتحاد خود به اعليحضرت شاهنشاه ايران و به جهت اثبات اين معنى بنابر همجواريّت « 4 » ، طالب و راغب است كه در ممالك شاهانه ايران ، مراتب استقلال و اختيار پادشاهى را در بناى اكيده مشاهده و ملاحظه نمايند ، لهذا از خود و از عوض وليعهدان عظام اقرار مىنمايند كه هريك از فرزندان عظام ايشان كه به وليعهدى دولت ايران تعيين مىگردد ، هرگاه محتاج به اعانت و امدادى از دولت عليّه روسيّه باشند ، مضايقه ننمايند تا از خارج نتواند كسى دخل و تصرّف در مملكت ، ايران نمايد و به امداد و اعانت دولت روس دولت ايران محكم و مستقرّ گردد و اگر در سر امور داخله مملكت فى ما بين شاهزادگان « 5 » مناقشتى رخ نمايد ، دولت عليّهء اروس را در آن ميانه كارى نيست تا پادشاه وقت خواهش نمايد .
فصل پنجم :
كشتىهاى دولت روسيه كه بر روى درياى خزر براى معاملات تردّد مىنمايند ، به دستور سابق ماذون خواهند بود كه به سواحل و بنادر جانب ايران عازم و نزديك شوند و زمان طوفان و شكست كشتى از طرف ايران اعانت و يارى دوستانه نسبت به آنها شود و كشتىهاى جانب ايران هم به دستور سابق [ 223 ] مأذون خواهند بود كه براى معامله
هامش
( 1 ) . ملى : « لوند »
( 2 ) . زمين و بوم ، قسمتى از ايالت ، ناحيه
( 3 ) . ملى : « لينه »
( 4 ) . ملى : « هموارميت »
( 5 ) . ملّى : « شاهزادهگان »