تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧

ذكر اوضاع اتفاقيه در چمن سلطانيه اعم از ورود سفراى اسلامبول و بغداد و فتوحات دشت تركمان و حركت به‌سمت آذربايجان

اسعد پاشا كه ولد سليمان پاشاى بزرگ وزير سابق بغداد است ، در آن اوقات از بغداد به ميان اعراب منتفج رفته ، ايلات اعراب را بر عبد الله پاشاى وزير شورانيد و عبد الله پاشا نيز احتشادى كرده و از بغداد بيرون آمده عازم جدال گرديده در حومه ميدان مقتول شد و اسعد پاشا به وزارت بغداد ، ياورى بخت را مشمول آمد . سر عبد الله پاشا را به دولت عليّه عثمانيه گسيل ساخت و خلعت ايالت از آن دولت يافته به كار وزارت پرداخت . چون سليمان پاشاى پدرش با اين دولت سابقه ارادتى داشت ، لهذا رجب « 1 » آغانامى را با عريضه و پيشكشى ضراعت‌آميز به دربار دولت سنّيه برگماشت . نصر الله خان نورى غلام پيشخدمت خاصه ولد ميرزا اسد الله مستوفى ، كه ذكرش در داستان اللهيار خان قليچى مذكور شد ، با خلعتى آفتاب طلعت و ساخت « 2 » وستامى « 3 » مكلّل به جواهر پر قيمت به مرافقت رجب آغا « 4 » از چمن سلطانيه به صوب بغداد مأمور و اسعد پاشا از ظهور اين موهبت عظمى به غايت مسرور شد . جلال الدين افندى نام ايلچى دولت عليّه عثمانى از راه بغداد وارد آستان عدالت مبانى [ شد ] و در روز پنجشنبه هجدهم شهر ربيع الثانى ، شرفياب حضور حضرت صاحبقرانى و مورد تفقدات جنانى و زبانى گرديد . اين جلال الدين افندى بر خلاف سيد عبد الوهاب افندى ايلچى سابق ، كه مردى سليم و در دار السلطنه تبريز ساكن و مقيم بود ، بىنهايت جسور و به غايت بىباك و غيور مىنمود . سخنان درشت و ناملايم بر زبان راندى و هريك از امناى دولت قاهره را در حين مكالمات به اسم خواندى . خلاصه مطلب او ، يكى تعين سپاه به اطراف بغداد و اعانت عبد الرحمن پاشاى ضلالت بنياد و ديگرى استرداد اموال منهوبه اهالى عراق عرب از تصرّف سپاه ظفر نهاده بود . چون
هامش
( 1 ) . ملى : « برحسب » ( 2 ) . ساخت : يراق و بندوبار زين اسب ( 3 ) . ستام : يراق و ساخت ( 4 ) . ملى : « آقا »