تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
با حوريان بهشت آرميدند . تاريخ اين قتل كثير از كلك مولّف تحرير و درين رساله تسطير يافت . لمؤلفه :
آه آه از جور روس بدنهاد * واى واى از قتل قلعهء لنكران شام تاسوعا در آن دلكش حرم * كربلائى شد به‌پا از هر كران از مسلمانان بسى شد كشته حيف * اف به قوم روسى خذلان نشان اين بنى اصفر يقين مروانيند * با چنين اعمال بد بدتر از آن آسمان باريد باران بلا * جوى خون كشتگان چون ناودان صحن قلعه لنكران همچون سپهر * جوى خون كشتگان چون كهكشان گرچه از جان جملگى بىبهره ليك * بهرهء هريك بهشت جاودان آسمان گر خون ببارد « 1 » زين عزا * نيست اين معنى غريب از آسمان شام تاسوعا فزون شد خون حزن خلق * زانكه افزون شد عزاى انس و جان خاورى تاريخ اين قتل جديد * گفت تاسوعا نه عاشورا بدان
بالجمله از نحوست اين سال نكبت مآل يكى ديگر آن‌كه ، چهار نفر از ارامنه جلفاى اصفهان كه در عمارات مباركات دار الخلافه طهران شيشه‌برى مىكردند ، شب هنگام از راه پشت‌بام به خزانه اندرونى پرداختند و معادل سى بدره اشرفى ، كه عبارت از سىهزار تومان است ، سرقت نموده خود را بيرون انداختند . بالاخره به تدابير صايبه حاجى محمد حسين خان امين الدوله به دست آمدند و به سبب مروّت فطرى شاهنشاه عدالت دستگاه و مواحدت مذهب آنها با جمهوريت دولت انگريز از موهبت جان‌بخشى مفاخرت‌كنان بر هر بلند و پست شدند .
هامش
( 1 ) . ملى : « گر خون ببارد »