شتافتند و علاوه بر آن خوانين ولايات گيلان برحسب حكم داراى زمان هريك با جمعيّت خود روى به محكمه لنكران نهاده در آنجا آرام يافتند . ينارال كتلروسكى « 1 » پس از آنكه جراحات سپاهش روى به التيام گذاشت ، در عين شدت سرما راه قلعه اركوان را برداشت . مستحفظين آنجا به واهمهء سانحه اصلاندوز بدون جنگ و غوغا قلعه را از دست دادند و بار اين عار را تا قيامت بر دوش نهادند ؛ مگر ميرزا احمد كاشانى سرهنگ برادرزاده حضرت صبا ، اعنى ملك الشعرا كه بر سر فوج ينگى مسلمان بود ، پايدارى كرده اجر شهادت يافت و از همان رزمگاه به اعلى فراديس جنان شتافت .
روسيه رو سيه خيره گشته و كار قلعه اركوان را مضبوط كرده روانه لنكران شدند و در شب تاسوعاى سنه يكهزار و دويست و بيست و هشت ، يورش به آن قلعه متين برده از برجى كه در عهده تفنگچيان لاهيجانى گيلانى بود و به سبب قتل سركرده خويش متفرق شده بودند ، به مدد نردبانان صعود نمودند . در آن شب ظلام فى ما بين طوايف كفر و اسلام مقاتلات خشنا اتفاق افتاد و تا قريب به طلوع آفتاب عالمتاب زمانه ، داد خونريزى مىداد . على الصباح كه سر بريدهء مهر از طشت خونين افق جلوه نمود ، معلوم گرديد كه كشتى جان احدى از فرقه اسلام در آن شب ظلام از آن بحر خونخوار به سلامت نگذشته و عرصه قلعه لنكران به مناسبت روز عاشورا چون دشت كربلا از خون شهيدان دين « 2 » ، رنگين گشته است . كتلروسكى خود سه زخم منكر برداشت و اكثرى از صالدات او روى به ديار سقر گذاشت و بقيه السيف ، لنگلنگان به جانب جاميشوان شتافت و به معاونت مصطفى خان طالش چندى در آنجا توقف كرد تا جراحات او و همراهانش التيام يافت .
بالجمله شمار شهداى اسلام در اصلاندوز و اركوان و لنكران از پنجهزار گذشت و عدد كشتگان روسيه نيز از دوهزار و پانصد نفر افزون گشت . صادق خان قاجار عز الدينلو مشهور به سياه و محمد بيك سرهنگ ايروانى و جعفر قلى خان لاريجانى و مهدى خان [ 214 ] شفتى گيلانى و حسن خان عجم بسطامى و جمعى ديگر از رؤساى مسلمانان ، در آن معركه هولناك شربت شهادت چشيدند و در مكان معهود خداوند ودود
هامش
( 1 ) . ملى : « لكروسكى »
( 2 ) . ملى و مجلس : « كين »