حضور نايب السلطنه و ايلچى مزبور مىفرستاد و گنجينه موافقت را به پيغامات كذبآميز سر مىگشاد . از طرف نوّاب و الا « 1 » سرگور اوزلى بارونت نيز گاهى نجف قلى خان گروس و ولد او محمد صادق خان و زمانى مستر گاردين و مستر لينسين توپچى و مستر كمبل حكيم و مستر موريه نايب ايلچى نزد او مىرفتند و سخنان مصلحتآميز مىگفتند .
چون سردار مزبور اظهار اختيار كلى از جانب روس نموده بود كه بعد از ملاقات با نوّاب نايب السلطنه حديث از ردّ ولايات به ميان آورد ، بنابرآن نوّاب اشرف از دار السلطنه تبريز برآمده در محل سلطان حصارى منزل كرد .
از قضاياى اتفاقيه در همان اوقات الكسندر ميرزاى والىزادهء گرجستان كه در ايروان بود ، به عزم ديدن سليم پاشاى والى آخسقه روانه محال چلدو [ شد ] و برحسب تكليف جمعى از توادان كاخت ، به گرجستان رفته بناى شورش گذاشت و سردار روسيه ظهور اين حركت را بسته به اشاره نوّاب اشرف مىپنداشت ، لهذا تزوير باطنى خود را علاوه بر ظاهر كرده از اختيار كلى نكول ورزيده ينارال كتلروسكى را كه پلنگى غضوب و نهنگى بحر آشوب و به تهوّر و بىباكى منسوب بود ، با چند فوج از صالدات زبده در آق اوغلان نهاده دستور العمل داده خود روانه تفليس گشت .
نوّاب اشرف نيز با سه چهار فوج سرباز و چند عرّاده توپ و جمعى از غلامان خاص از سلطان حصارى حركت نموده در كنار رود ارس در محل اصلاندوز « 2 » منزل فرمود . شب پنجشنبه پنجم شهر مبارك ذى حجة الحرام ، كتلروسكى حرامزادهء بدفرجام به همراهى مراد خان و لاغرده نمك به حرام با چند فوج از صالدات و چند عرّاده توپ به عزم شبيخون از آقاوغلان حركت و از معبرى غيرمعهود عبور و فوجى از سواران قزاق « 3 » قراباغى را مأمور كرده و قراولان اردوى نوّاب اشرف را در آن شب تار غفلة به دست آورده همه را يكسر اسير كردند و احدى رهايى نيافت كه خبرى به اردوى و الا رساند .
اهالى اردو وقتى خبردار گرديدند كه سياهى افواج روسى را در حوالى اردو ديدند .
نوّاب شاهزاده فى الفور بر خنگ صبا رفتار سوار و به شليك « 4 » زنبوره فرمان داد كه سواره و پياده سپاه ظفر پناه در حولوحوش صحرا استنباط هنگامه كرده و دوّاب را از
هامش
( 1 ) . ملى : + « و »
( 2 ) . ملى : « اصاندوز »
( 3 ) . ملى : + « و »
( 4 ) . ملى : « شيليك »