دستبرد منع كرد . عبد الرحمن پاشا باز به خواهش وزير و ميل شاهزاده گردون سرير به ايالت ولايت بابان شتافت و عبد الله پاشا به عذر آن همه تقصير ، مبلغى زر مسكوك و مقدارى از نفايس هر شهر و بلوك ، تسليم نموده آبرويى تمام يافت . نوّاب و الا به دار الدّوله كرمانشاهان رجعتكنان « 1 » و اين « 2 » خبر بهجت اثر ، در روز يكشنبه پنجم شهر رمضان المبارك در سجاسرود خمسه مقروع سمع همايون شد . در اوايل عشر آخر ماه صيام ، موكب با احتشام به صوب دار الخلافه بهجت فرجام ، روان [ شد ] و چند روزى در عمارت جديد قلعه مباركه سليمانيه كرج ، عيشكنان و روز پنجشنبه نهم شهر شوال المكرم ، مستقر خلافت كبرى از فرّ نزول شهريار توانا طعنهزن عرضه جنان آمد . نوّاب محمد ولى ميرزا والى مملكت خراسان احضار به ركاب مستطاب و پس از چندى به اتفّاق جناب ناصر الدين توره بخارايى و اسحق خان قرايى و جمعى ديگر از امرا و خوانين خراسان در دار الخلافه طهران به تقبيل آستان سپهر پاسبان مشرّف و كامياب گرديد و شاهنشاه قدر دانش در ازاء [ 211 ] زحمات و فتوحات چندين ساله ، مورد انواع التفات و نوازشات گردانيد .
ذكر سوانح محل اصلاندوز و عرض آن به خدمت شاهنشاه ظفر دليل و تعيين اسماعيل خان به محافظت اردبيل
رديشچوف سردار جديد روسيه ، در بدايت كار خواست حسن خدمتى به دولت روس اظهار نمايد تا تلافى سوانح سال گذشته در محل سلطان بود به عمل آيد . اظهار خصومت علانيه را در قوه قدرت نديد ، لهذا در جزو بناى تزوير گذاشته به تدارك كار كوشيد . چون در آن اوقات فى ما بين دولتين انگريز و روس نيز مصالحه شده بود ، لهذا سرگور اوزلى بارونت ايلچى دولت انگريز را واسطهء صلح كرده ، اصرارى درين باب نمود . گاهى افريقان نام و زمانى بايوف اسم و وقتى ينارال حق ويردوف را به
هامش
( 1 ) . ملى : - « كنان »
( 2 ) . ملى : « آن »